هفته گذشته بود که دولت چهاردهم، پس از گمانهزنیها و کشمکشهای فراوان، از سه نرخی شدن سوخت و افزایش قیمت بنزین با کارت سوخت جایگاهها به پنج هزار تومان خبر داد؛ تصمیمی که از نیمه آذرماه اجرایی خواهد شد و هدف آن، کاهش مصرف، جلوگیری از افزایش واردات بنزین و تقویت نقش کارت سوخت شخصی عنوان شده است.
با وجود این، یکی از نگرانیهای مهمی که همواره پیرامون موضوع افزایش قیمت بنزین مطرح میشود، اثر این افزایش بر قیمت دیگر کالاهای اساسی، رشد تورم و در نتیجه، تهدید معیشت خانوارهاست.
در چنین شرایطی، پرسش مهم آن است که آیا در وضعیت کنونی اقتصاد ایران، سیاست اصلاح قیمت بنزین به اهداف خود دست پیدا میکند؟ مهمتر از آن، اجرای این سیاست تا چه میزان سبب افزایش قیمتها و دشوارتر شدن تامین معیشت برای خانوارهای ایرانی میشود؟
علی صادقی همدانی، کارشناس اقتصادی، در گفتوگو با تجارتنیوز به این سوال پاسخ میدهد.
ریشه اصلی تورم متناسب نبودن رشد نقدینگی با رشد تولید است
صادقی همدانی توضیح داد: «مهمترین نظریه در مورد تورم متعلق به میلتون فریدمن است که تورم را همیشه و همهجا یک پدیده پولی میداند. بنابراین ریشههای تورم را باید در بخش اسمی اقتصاد و بهویژه در نظام بانکی جستوجو کرد. بنابراین آنچه موجب بروز تورم میشود خلق نقدینگی مازاد بر نیاز واقعی اقتصاد است.»
او افزود: «اگر دوره پس از جنگ ایران و عراق تا سال ۱۴۰۱ را بررسی کنیم، متوسط رشد سالانه درآمد ملی کمتر از ۳.۵ درصد بوده، در حالی که رشد نقدینگی در همین دوره حدود ۲۵ درصد ثبت شده است. این فاصله 21.5 درصدی به دولتها رسیده و هزینه آن را مردم از طریق تحمل تورم پرداخت کردهاند. در نتیجه، ریشه اصلی تورم متناسب نبودن رشد نقدینگی با رشد تولید است. و برخلاف ادعاهایی که مطرح میشود، افزایش قیمت بنزین، هرچند موجب گرانی میشود اما عامل ایجاد تورم نیست.»
افزایش بهای تمامشده کالاها و خدمات به دنبال افزایش قیمت بنزین قابل انکار نیست
این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: «درک تفاوت میان تورم و گرانی اهمیت بسیاری دارد. افزایش قیمت بنزین شوکی است که یکبار برای همیشه سطح قیمتهای نسبی را اصلاح میکند. برای نمونه، هزینه حملونقل از یک مقطع زمانی به بعد افزایش مییابد اما این افزایش مستمر نیست؛ به همین دلیل آن را تورم نمیدانیم بلکه گرانی تلقی میکنیم.»
او تاکید کرد: «افزایش بهای تمامشده کالاها و خدمات به دنبال رشد قیمت بنزین قابل انکار نیست، اما این اثر استمرار ندارد.»
اصلاح قیمت بنزین میتواند کسری بودجه دولت را کاهش دهد
صادقی همدانی گفت: «در مقابل، مزیت اصلاح قیمت بنزین این است که میتواند کسری بودجه دولت را کاهش دهد؛ البته به شرط آنکه دولت منابع آزادشده را مجدداً صرف هزینههای دیگر نکند و انضباط پولی و مالی رعایت شود. در چنین شرایطی این سیاست میتواند در میانمدت و بلندمدت به کنترل تورم کمک کند.»
او ادامه داد: «با این حال، این به معنای ضرورت اجرای فوری سیاست واقعیسازی قیمت نیست. ما در فضای نظری و انتزاعی بحث نمیکنیم؛ بلکه با جامعهای مواجهیم که الگوهای مصرفی آن طی چند دهه شکل گرفته است. بنابراین اجرای چنین سیاستی نیازمند فراهمبودن پیششرطهای مشخص است؛ پیششرطهایی که در حال حاضر وجود ندارند.»
مهمترین پیششرط افزایش قیمت بنزین، ثبات در بازار ارز است
این کارشناس اقتصادی اظهار کرد: «مهمترین شرط، ثبات در بازار ارز است. فرض کنید قیمت بنزین پنج هزار تومان تعیین شود؛ با نرخ ۱۰۰ هزار تومانی دلار، این رقم معادل پنج سنت است. اما اگر نرخ دلار به ۲۰۰ هزار تومان برسد، در عمل واقعیسازی قیمت بیاثر خواهد شد و اصلاح انجامشده به عقبگرد میانجامد. بنابراین بدون ثبات بازار ارز، اصلاح قیمت بنزین ممکن نیست.»
او افزود: «در شرایط فعلی، با توجه به وضعیت سیاسی و اقتصادی، تحریمها، محدودیتهای ورود ارز، شرایط پیمانسپاری ارزی و وضعیت رفع تعهدهای ارزی، اساساً امکان اجرای درست این سیاست وجود ندارد.»
زمینه اجرایی لازم برای واقعیسازی قیمت بنزین فراهم نیست
صادقی همدانی توضیح داد: «واقعیت این است که اقتصاد کشور به بنبست رسیده است. از یکسو با آثار مخرب زیستمحیطی ناشی از مصرف سوختهای فسیلی و هزینههای اجتماعی مرتبط با آن مواجهیم و از سوی دیگر، زمینه اجرایی لازم برای واقعیسازی قیمتها فراهم نیست. در نتیجه، این طرح از ابتدا با چالش جدی روبهروست.»
دولت برنامهای برای جبران آثار رفاهی افزایش قیمت بنزین ندارد
این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: «گرچه قیمت انرژی باید واقعی شود، اما زمان و شرایط اجرای آن بسیار مهم است و اکنون چنین شرایطی مهیا نیست. افزون بر این، افزایش قیمت بنزین بر معیشت مردم اثر میگذارد و دولت نیز برنامه روشنی برای جبران آثار رفاهی آن ارائه نکرده است.»
او ادامه داد: «در دورههایی مانند زمان برجام، که فضای انتظارات مثبت بود و بازار ارز ثبات نسبی داشت، اجرای واقعیسازی قیمت بنزین میتوانست منطقی باشد اما در شرایط کنونی که بازارها دچار نااطمینانی شدید بهویژه در بازار ارز هستند، چنین اقدامی از پیش شکستخورده است.»
دهکهای پایین درآمدی باید با دقت مورد توجه قرار گیرند
صادقی همدانی گفت: «در کنار مسائل اقتصادی، نباید از پیامهای صحیح در مورد ارزش انرژیهای پاک و مضرات سوختهای فسیلی غافل شد؛ بسیاری از کشورها حتی برای این سوختها مالیات وضع میکنند. با این حال، در کشور ما ابعاد اجتماعی و جامعهشناختی موضوع بسیار مهم است. سبک زندگی بخش قابلتوجهی از مردم به قیمت فعلی بنزین گره خورده و مشاغل گستردهای همچون رانندگان تاکسیهای اینترنتی بهشدت از این قیمت تأثیر میپذیرند.»
او در پایان خاطرنشان کرد: «نباید فراموش کرد که ایران کشوری فقیر است و دهکهای پایین درآمدی باید با دقت مورد توجه قرار گیرند. امروز سطح نابرابری و بیثباتی اجتماعی بهشدت افزایش یافته و جامعه با وضعیت خاص و بیسابقهای مواجه است.»