رویداد۲۴ نوشت: محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس امروز در نطق پیش از دستور خود در صحن علنی مجلس حرفهای ظاهرا شیرینی درباره «شنیدن اعتراضات مردم» و «یارانه مستقیم» زد، اما به اصلا به دل ننشست؛ چرا؟ چون سوابق آقای قالیباف و همفکرانش در حلقه تصمیمگیری و حکمرانی نشان میدهد که این حرفها از دل برنمیآید و صرفا مقتضی زمان است.
۱. رئیس مجلس با اشاره به اعتراضات جاری در سطح کشور، گفت: «اعتراض باید شنیده شود و مبنای تغییرات به نفع مردم قرار گیرد، اما حساب افرادی که مستقیما یا با واسطه به سرویسهای جاسوسی متصلند و وظیفه مصادره و به آشوب کشیدن اعتراضات را بر عهده دارند، جداست و با آنها باید هوشمندانه و به شیوهای موثر مقابله کرد تا امنیت و آرامش مردم به خطر نیفتد.»
اینکه اعتراضات مردم شنیده شود یک مطالبه جدی است، اما وقتی یک «اما» پشت آن قرار میگیرد و سریع اتهام ارتباط با سرویسهای جاسوسی و آشوبگری مطرح میشود یعنی هنوز احتمال حمله گازانبری به معترضان بیش از شنیدن صدای آنها است؛ لذا تاکید بر اهمیت شنیدن صدای معترضان از زبان آقای قالیباف که استاد لولهکردن دانشجویان و سرکوب اعتراضات خیابانی است، چندان باورپذیر نیست و بیشتر به یک شعار رسانهای در یک مقطع حساس میماند.
رئیس مجلس درحالی که روزهاست صدای اعتراض مردم خیابانها و شبکههای اجتماعی بلند شده، وعده «گفتوگو» میدهد، اما هیچ تضمینی برای انجام این گفتوگو نیست، شاهدش همین خشونتی که در ویدیوهای منتشر شده از اعتراضات شاهدیم و اخبار آن بعضا در خبرگزاریهای داخلی همچون فارس و تسنیم هم منتشر میشود. خلاصه اینکه تاکید بر شنیدن صدای اعتراضات برای قالیباف به معنای واقعی بیشتر شبیه یک قاب تبلیغاتی و نقابی از مردمگرایی است.
۲. رئیس مجلس در ادامه نطق خود تاکید میکند که «در جهانی که خط قرمزی در نظام بین الملل وجود ندارد، برای مستقل ماندن باید قوی بود و برای قوی شدن باید متحد ماند و روز و شب تلاش کرد. ایران متحد و استوار، کابوس دشمنان است.»
قدرتمند بودن در جهان نیز درست به اندازه برقراری دموکراسی واقعی و شنیده شدن صدای معترضان زیبا است، اما اول باید دید که موئلفههای قدرت چیست و ما با آن چقدر فاصله داریم. بدیهی است که توان نظامی و سیاسی از موشک گرفته تا نفود منطقهای عنصر مهم و اثرگذاری است، اما نمیتوان انکار کرد که اتحاد داخلی نیز یکی از مولفههای جدی قدرت است. آقای قالیباف به اتحاد داخلی و رشد اقتصادی اشاره کرد، اما نگفت در این آشفته بازار اقتصادی و تنگناهای معیشتی که مردم گرفتار نان شب و تهیه مایحتاج اولیه زندگی خود هستند، چقدر میتوان روی اتحاد داخلی حساب کرد. جنگ دوازده روزه نشان داد که این مردم در سختترین شرایط هم پای این آب و خاک ایستادهاند، اما اوضاع زندگی مردم در همین چند ماه بعد از جنگ روز به روز بدتر شده است. مسئولان و مقامات در کشور غیر از حرف و شعار، هیچ اقدام عملی نکردند که حاکی از قدرشناسی باشد و امیدی به جامعه تزریق کند لذا نمیتوان انتظار داشت که رفتار مردم در برابر حاکمیت و مسئولان یکسان بماند.
ادعای قدرتمند بودن یا تلاش برای قدرتمنند شدن بدون حل مشکلات معیشتی و جلب اعتماد عمومی، هیچ فایدهای ندارد و غیر از یک گروه خاص از مخاطب داخلی، کسی را اقناع نمیکند.
۳. رئیس مجلس در بخش دیگری از سخنان امروز خود با استقبال از تصمیمات اقتصادی جدید دولت، گفت: «دولت متعهد گردیده اعتبار کالابرگ را با تورم و تغییرات تدریجی قیمتها در دورههای بعدی افزایش دهد. این یارانه که امروز مستقیم به مردم خواهد رسید، پیش از این به طور انحصاری در دست چند فرد و شرکت بوده و به دلیل منفعت گسترده آنان نیز روند انتقال آن به مردم طولانی شده است.»
درباره اینکه ارائه کالابرگ چقدر از بار اقتصادی بر دوش مردم برمیدارد یا این تغییرات تدریجی قیمتها که گفته میشود، چقدر ستون زندگی مردم را میلرزاند، حرف بسیار است، اما نکته مهمترین که در میان صحبتهای رئیس مجلس مبهم ماند این است که اگر سیاستهای اقتصادی فعلی رانتزا بوده و منافعی را به صورت انحصاری به چند فرد و شرکت ارائه میداده است، چرا تا حالا ساکت بودید؟ اصلا چرا این رویه این همه سال ادامه پیدا کرده است؟ این چند فرد و شرکت که از برکات ارز دولتی بهرهمند شدهاند چه کسانی هستند؟
سخنان امروز قالیباف بیش از آنکه راهکاری واقعی برای بحرانهای اقتصادی و اجتماعی ارائه دهد، نمایشی بود. سخنانی که نه تنها برای جامعه التیام بخش نبود، تنشزا هم بود. اصرار به شنیدن صدای اعتراضات وقتی خاطره برخوردهای گازانبریها هنوز باقی است، اصرار به تقویت قدرت بدون جلب اعتماد مردم، و وعده یارانه مستقیم بدون اصلاح ساختاری و حتی اعتراف به ارائه رانت به یک گروه خاص طی سالهای سال و ... تنها استخوان لای زخم جامعه میگذارد و مردم را بیشتر عصبانی میکند.