تحلیلگر مسائل بین‌الملل گفت: اگر تهدیدی متوجه منافع آمریکا در منطقه خاورمیانه شود این کشور به سرعت وارد عمل می‌شود.

اقدام علیه ایران و ونزوئلا، اعتماد به نفس بیشتری به ترامپ داده

 با انتشار سند استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا مشخص شد که دونالد ترامپ چه برنامه‌ای را در دستور کار سیاست خارجی خود قرار داده است. پیاده‌سازی دکترین مونرو نشان‌دهنده اهتمام کاخ سفید برای ورود به کشورهای قاره آمریکا به ویژه کشورهای جنوبی این قاره است. در همین رابطه با وجود اینکه به نظر می‌رسد با اجرای راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا از حضور واشنگتن در منطقه خاورمیانه کاسته می‌شود، اما این سیاست نیز پابرجاست.

رحمان قهرمانپور، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با تجارت‌نیوز با اشاره به سند استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا می‌گوید: «در صورتی که منافع ایالات متحده در این منطقه مورد تهدید قرار گیرد، آمریکا بی‌درنگ وارد جنگ و اقدامات نظامی خواهد شد.»

او در رابطه با تبعات اجرای دکترین مونرو که در دولت ترامپ به «دکترین دانرو» شناخته می‌شود، اظهار می‌دارد: «در سند استراتژی امنیت ملی آمریکا آورده شده است که که ایران مانند گذشته از قدرت چندانی در منطقه برخوردار نیست و این موضوع بسیار مهمی هم برای اعراب و هم برای اسرائیل است و پیامی را به همراه دارد. بر این اساس که به نتانیاهو گفته می‌شود دیگر به دنبال ماجراجویی نباشد و به کشورهای عربی نیز یادآوری می‌کند نیازی نیست نگران تهدیدهای ایران باشند.»

وی می‌افزاید: «می‌توان این برداشت را نیز داشت که از این پَس راهبرد امنیت ملی آمریکا در مورد ایران دارای دو بعد مثبت و منفی است. بعد مثبت آن می‌گوید با وجود ایران ضعیف دیگر نیازی به جنگ و مداخله نظامی علیه این کشور نیست. اما بعد منفی آن، این است که ایران تا اندازه‌ای ضعیف شده است که برخورد با این کشور چندان هزینه‌بر نیست و اگر ایران موجب به خطر افتادن منافع ایالات متحده در منطقه شود، آمریکا وارد جنگ با کشورمان می‌شود که این امر موضوعی نگران‌کننده است.»

متن این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

***

نتایج اقدام علیه ایران و ونزوئلا، اعتماد به نفس بیشتری به ترامپ داده است

*راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا که طی ماه‌های اخیر منتشر شده است دکترین مونرو، یکی از روسای جمهور پیشین آمریکا، را پیگیری می‌کند. از دیدگاه جنابعالی دونالد ترامپ تا چه اندازه در پیاده‌سازی تئوری مونرو در قاره آمریکا موفق خواهد بود؟ یعنی روندی که دولت آمریکا در کاراکاس پیاده کرد آیا در دیگر کشورهای قاره آمریکا نیز ادامه پیدا می‌کند؟

ترامپ پس از حمله به ایران و همینطور روندی که در ونزوئلا پیگیری کرد به لحاظ شخصی، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده و در شرایط فعلی فکر می‌کند به الگویی دست یافته است که می‌تواند بر اساس آن با صرف کمترین هزینه اهداف مورد نظر خود را پیگیری کرده و با مخالفانش برخورد کند. خوب است بدانید که هم ترامپ و هم حامیان او همواره این اتهام را نسبت به دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهانی که از سیاست رئیس‌جمهور فعلی آمریکا پیروی نمی‌کنند، وارد کرده‌اند که این سیاستمداران آمریکا را درگیر جنگ‌های بیهوده‌ای کرده و مالیات شهروندان آمریکایی را در بیهوده‌ترین حالت ممکن هدر داده‌اند. اما پس از مواردی که در رابطه با ایران و ونزوئلا رخ داد، دولت ترامپ به شیوه‌ای در اجرای سیاست‌های خود دست پیدا کرد که در عین حفظ پایگاه داخلی‌اش، موضع آمریکا را در جهان به رخ چین و البته روسیه و اروپا بکشاند و جایگاه آمریکا در جهان را ارتقا دهد.

وضعیت و تحولات قاره آمریکا با سیاست داخلی ایالات متحده به شدت گره خورده است

البته رئیس‌جمهور آمریکا در اجرای این فرمول و سیاست بیشتر توجه خود را معطوف به قاره آمریکا کرده است چرا که سیاستمداران آمریکایی طی دو دهه اخیر، نه اینکه این منطقه را فراموش کرده باشند، بلکه گمان می‌کردند نفوذ ایالات متحده در این منطقه امری بدیهی است و چندان توجهی به آن نداشتند اما پس از نفوذ چین و به دنبال آن روسیه در کشورهای ونزوئلا و کوبا، دونالد ترامپ به این جمع‌بندی رسید که فرصت خوبی است تا به رقبای خود نشان دهد که می‌تواند قدرت آمریکا را در این کشورها احیا کرده و «دکترین مونر» را که این روزها به «دکترین دانرو» شناخته می‌شود را در کشورهای مورد اشاره پیاده کند (دکترین دانرو نتیجه ترامپی دکترین مونرو است که در سند امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا هم به آن اشاره می‌شود).

به این موضوع هم باید توجه داشته باشیم که وضعیت و تحولات قاره آمریکا با سیاست داخلی ایالات متحده به شدت گره خورده و با آن درهم آمیخته است. مواد مخدر و کوکائینی که از کشورهای دیگر قاره آمریکا وارد ایالات متحده می شود تبعاتی را برای سیاست داخلی این کشور به همراه دارد؛ سالیانه بیش از ۲۰ هزار نفر در آمریکا به دلیل مصرف زیاد کوکائین و موارد مخدر صنعتی جان خود را از دست می‌دهند (اور دوز می‌کنند).

مساله دیگری که باید در این زمینه به آن اشاره کرد موضوع مهاجرت از کشورهای دیگر قاره آمریکا به ایالات متحده است. لاتین تبارهایی که وارد این کشور می‌شوند هم چهره داخلی آمریکا را تغییر داده‌اند و هم موجب گسترش ناامنی، قاچاق مواد مخدر و تشکیل باندهای مافیایی در داخل خاک ایالات متحده شده‌اند. جنگ‌های گروه های گانگستری و جنایتکار در داخل خاک آمریکا نیز معلول این دست از مهاجرت است. بنابراین تاثیر این روند بر امنیت داخلی آمریکا نیز برای دونالد ترامپ بسیار مهم است. مشخصا ونزوئلا از این جهت که ۸ میلیون مهاجر در جهان دارد و تعدادی از آنها به دلیل فقر و نداری جذب گروه‌های مافیایی شده‌اند.

نهایتا هم موضوع آرای لاتین‌تبارها در انتخابات میان دوره‌ای کنگره آمریکا است که برای ترامپ از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. می‌دانید که کوبایی‌تبارهای مخالف فیدل کاسترو و رژیم فعلی کوبا در فلوریدا اقامت دارند و ترامپ مایل به جذب آرای این افراد در انتخابات پیشرو است.

اعمال قدرت ایالات متحده در آمریکای لاتین و آمریکا جنوبی در رقابت با چین، از اهمیت بسیار زیادی برای ترامپ برخوردار است

*مایک روبیو، وزیر خارجه آمریکا گروه‌های کوبایی مخالف سیستم حاکم بر هاوانا در ایالات متحده را نمایندگی می‌کند؟

بله همینطور است. علاوه بر کوبا و ونزوئلا مخالفان نیکاراگوئه که اورتگا رئیس‌جمهور آن است هم در ایالات متحده حضور دارند. یعنی هم مخالفان مادورو و هم همانطور که گفته شد مخالفان سیستم فعلی کوبا که رقم قابل توجهی از شهروندان ایالات متحده را تشکیل می‌دهند و می‌توانند به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره کمک کنند تا نامزدهای موردنظرش پیروز انتخابات پیش رو باشند و قدرتش را تثبیت کند، در این کشور حضور دارند. لذا با توجه به سه رویکردی که به آنها اشاره شد اعمال قدرت ایالات متحده در آمریکای لاتین و آمریکا جنوبی در رقابت با چین، از اهمیت بسیار زیادی برای ترامپ برخوردار است.

البته باید به این موضوع هم اشاره شود که دخالت‌های پیشین ایالات متحده بیشتر در منطقه آمریکای مرکزی و کارائیب و کشورهایی نظیر السالوادر، گواتامالا و نیکاراگوئه و چند کشور دیگر این منطقه مسبوق به سابقه است اما این بار با اقدام صورت گرفته در ونزوئلا، واشنگتن وارد منطقه آمریکای جنوبی شد. این موضوع بدان معنا است که آمریکا در حال گسترش پایگاه و نفوذ خود در منطقه آمریکای جنوبی است؛ موج جدید روی کار آمدن احزاب و جناح‌های طرفدار ترامپ در کشورهای شیلی، آرژانتین، بولیوی و احتمالا پرو هم می‌تواند در راستای گسترش این نفوذ تاثیر به‌سزایی داشته باشد.

اگر تهدیدی متوجه منافع آمریکا در منطقه خاورمیانه شود این کشور به سرعت وارد عمل می‌شود / آمریکا نمی‌خواهد جایگاه برتری که در خاورمیانه داشته را به دیگر رقبا و به طور مثال کشورهای چین و روسیه واگذار کند

*تئوری دانرو در منطقه خاورمیانه به چه صورتی دنبال می‌شود؟ یعنی ترامپ تئوری مونرو را در منطقه ما به چه شکلی پیاده‌سازی می‌کند؟ بر اساس سند استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا گفته می‌شود از حضور نظامی آمریکا کاسته خواهد شد و کشورهای عربی باید هزینه این امنیت را تامین کنند.

در رابطه با مناطق خاورمیانه و آفریقا در سند امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا به چند نکته اشاره شده است. ابتدا این‌که از اهمیت هر دو منطقه در سیاست بین‌الملل کاسته شده است و نکته بعدی هم این‌که آمریکا دیگر مانند گذشته نیازی به نفت ندارد. اما در این سند به نکات دیگری نیز پرداخته می‌شود که در جای خود نکات بسیار مهمی هستند. اگر تهدیدی متوجه منافع آمریکا در منطقه خاورمیانه شود این کشور به سرعت وارد عمل می‌شود. این موضوع به این معنی است که آمریکا نمی‌خواهد جایگاه برتری که در این منطقه داشته است را به دیگر رقبا و به طور مثال کشورهای چین و روسیه واگذار کند.

سند استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا، ایران را کشوری قوی در منطقه نمی‌داند

بعد هم به این نکته اشاره می‌شود که ایران مانند گذشته از قدرت چندانی در منطقه برخوردار نیست. این موضوع بسیار مهمی است و هم برای اعراب و هم برای اسرائیل پیامی را به همراه دارد. یعنی به نتانیاهو گفته می‌شود که دیگر به دنبال ماجراجویی نباشد و به کشورهای عربی نیز یادآوری می‌کند که دیگر نیازی نیست که نگران تهدیدهای ایران باشند.

می‌توان این برداشت را نیز داشت که پیام این سند در مورد ایران دارای دو بعد مثبت و منفی است. بعد مثبت آن می‌گوید که با وجود ایران ضعیف دیگر نیازی به جنگ و مداخله نظامی علیه این کشور نیست. اما بعد منفی آن، این است که ایران تا اندازه‌ای ضعیف شده است که برخورد با این کشور چندان هزینه‌بر نیست. در همین رابطه بخشی که تاکید می‌کند اگر ایران موجب به خطر افتادن منافع ایالات متحده در منطقه شود آمریکا وارد جنگ با کشورمان می‌شود، موضوعی نگران کننده است و باید به آن توجه داشت. به صورت کلی تصویر موردنظر ترامپ از منطقه خاورمیانه این است که در این منطقه باید سرمایه‌گذاری افزایش پیدا کند؛ آمریکا دیگر در فرآیند دولت-ملت سازی منطقه خاورمیانه نقش نداشته باشد و روابط اعراب و اسرائیل در قالب پیمان ابراهیم به سرانجام برسد (اهتمام بیشتر آمریکا پذیرش این پیمان از سوی عربستان است).

چین و روسیه دخالتی در چینش خاورمیانه جدید ترامپ نخواهند داشت

*سوال آخر اینکه، آیا چین و روسیه دخالتی در چینش خاورمیانه جدید ترامپ نخواهند داشت؟

فکر نمی‌کنم زیرا توان آن را ندارند. شاید بتوان این‌گونه گفت که تصمیمی برای انجام آن هم ندارند. در کل چین وارد هیچ فرآیند تنش‌زا و تنش‌آفرینی با ایالات متحده نمی‌شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین مطالب

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

نیازمندی‌ها