۲۹ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۳۸
۰
۰

شاید از بدشانسی مهران مدیری بوده که پخش سریال "شیش ماهه" با اعتراضات دی‌ماه مصادف شد اما می‌دانیم که صداوسیما برای ری‌برندینگ خود به سراغ مدیری رفته بود.

مدیری بد آورد اما صداوسیما هم جای خوبی نیست!

به گزارش برترین‌ها، شاید از بدشانسی مهران مدیری بوده که پخش سریال "شیش ماهه" با اعتراضات دی‌ماه مصادف شد اما می‌دانیم که صداوسیما برای ری‌برندینگ خود به سراغ مدیری رفته بود ؛ با توجه به اینکه  قبل‌تر از این هم اعتماد به صداوسیما کم بود،  ذکر این نکته که این اعتماد پس از غلبه مضامین مسائل ایدئولوژیک کمتر هم شده خالی از لطف نیست.  حالا هم با وجود  انواع و اقسام  تیزرهای سیاست‌زده که به نوعی در قبل و بعد سریال  پخش می‌شود استقبال چندانی  از این آثار نمی‌شود.

با «شیش ماهه» نخندیدیم

روزنامه خراسان در شماره امروز خود درباره سریال شیش ماهه می‌نویسد: قصه «شیش ماهه» درباره جوانی بود که تنها ۶ ماه فرصت زندگی داشت. از ایده شوخی با مرگ تا به حال در فیلم و سریال‌های مختلفی استفاده شده است و این موضوع در «شیش ماهه» نیز دستمایه روایت قصه‌ کمدی قرار گرفت؛ اما این ایده به خوبی پرداخت نشده و گسترش پیدا نکرده بود، به همین دلیل به جای قصه‌ای پرماجرا و سرگرم‌کننده، شاهد تماشای مجموعه‌ای آیتم‌ بودیم و انسجام و پیوستگی در قصه وجود نداشت. ناگفته نماند همه این موقعیت‌ها به اندازه کافی خنده‌دار نبودند و همین مسئله نیز ضعف قصه را بیشتر نمایان می‌کرد. شخصیت اصلی «شاهین» مانند دیگر سریال‌های تلویزیونی مدیری، کاراکتری عاقل و خوش‌قلب بود که میان عده‌ای افراد سوءاستفاده‌گر و کم‌هوش گیر افتاده بود، بنابراین مدام دچار دردسر می‌شد. دهه‌های گذشته، این موقعیت در سریال‌های مهران مدیری به یک وضعیت تقریبا ثابت تبدیل شده بود و موقعیت‌های جذاب و بامزه‌ای را نیز رقم می‌زد و حتی در سریال نمایش خانگی «هیولا» کاملا به‌روز شد و به نوعی ارتقا پیدا کرده بود، اما این اتفاق به دلیل ضعف‌های فیلم‎نامه در «شیش ماهه» رقم نخورد.

مهران معمولی

فرهیختگان نیز  بازگشت مدیری به قاب تلویزیون را اینطور ارزیابی می‌کند:  ما کمدی‌نویس نداریم. درباره این گزاره می‌توانیم ساعت‌ها با هم بحث کنیم و به هیچ نتیجه‌ای نرسیم، اما اگر کمی به داده‌ها و آمارها رجوع کنیم می‌فهمیم که خیلی هم عبارت پرتی به زبان نیاوردیم. واقعیت این است که در 10 سال اخیر عمده تولیدات موفق کمدی در سینما توسط نویسندگانی کمتر از انگشتان یک دست نوشته شده‌ و در نمایش خانگی هم اوضاع خیلی فرق جدی نمی‌کند. مشخصاً قحط‌الرجال است. دلیلش را کارشناسان و فیلمنامه‌نویسان این حوزه یک چیز می‌دانند: مسیر کمدی‌سازی و کمدی‌نویس شدن در انحصار افتاده است، بین چند نام. این عبارت شاید برای هواداران مهران مدیری تلخ به نظر برسد، اما او دیگر آن کارگردان در اوج سال‌های گذشته نیست. او شناختی از مخاطب طبقه متوسط ندارد؛ هرچند که تلاش می‌کند بیشتر و بیشتر این جامعه را بشناسد. البته این تنها مشکل مدیری نیست. عمده کارگردان‌ها و بازیگران سینمای کمدی ایران در دهه هشتاد، حالا از زیست طبقه متوسط فاصله گرفته‌اند. سروش صحت که دوربینش را گرفته روی طبقه متوسط مرفه، برادران قاسمخانی نیز سکوت اختیار کرده‌اند و رامبد جوان هم فضا و زمانش را تخصیص داده به استندآپ کمدی و شوخی‌نویس‌ها. در این بین تنها عطاران است که همچنان سراغ طبقه متوسط می‌رود که متأسفانه او هم تنها کاریکاتور این طبقه را به تصویر می‌کشد و دائماً خودِ دهه هشتادش را بازتولید می‌کند. 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین مطالب

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

نیازمندی‌ها