رویداد۲۴ نوشت: در شرایط فعلی، ایران با نوعی فشار چندلایه از سوی آمریکا و اسرائیل روبهرو است. نکته کلیدی در تحلیل این فشار، تمرکز ویژه بر رهبری ایران است؛ مقامی که از نظر ساختاری محور تصمیمگیری و ثبات کشور محسوب میشود. این تمرکز نشان میدهد که تحلیلگران خارجی معتقدند تغییر رفتار یا ایجاد اختلال در عملکرد تصمیمگیران کلیدی، میتواند بازتابی گسترده در سیاست داخلی و واکنشهای اجتماعی داشته باشد.
یکی از ابزارهای اصلی این فشار، پیامهای کوتاه و تحریکآمیز در شبکههای اجتماعی است. ترامپ بهویژه از این تکنیک به صورت سیستماتیک استفاده میکند: پیامهایی کوتاه، تند و سریع که در کسری از ثانیه به همه نقاط جهان منتقل میشوند و قادرند به صورت غیرمستقیم فضای روانی جامعه را تحت فشار قرار دهند. تحلیلگران داخلی معتقدند هدف این پیامها، نه تنها تأثیر بر تصمیمگیری سیاستمداران، بلکه ایجاد شکاف و سردرگمی در افکار عمومی و جریانهای داخلی ایران است.
در کنار ابزار رسانهای، تمرکز بر تهدید محدود نظامی یا اعمال فشار اقتصادی نیز در دستور کار قرار دارد، اما محدودیتهای قانونی و سیاسی در آمریکا، توان آغاز یک جنگ گسترده را محدود کرده است. ترامپ و تیم همراه او بیشتر به دنبال استراتژی فشار هوشمند، نقطهای و رسانهای هستند؛ رویکردی که هم هزینه کمتری دارد و هم میتواند بر سیاست داخلی ایران تأثیر بگذارد بدون آنکه به یک درگیری نظامی مستقیم منجر شود.
تحلیلگران میگویند ترکیب پیامهای تحریکآمیز، رسانهای و فشار روانی، نمونهای از جنگ نرم مدرن است که به صورت همزمان در بعد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اثرگذار است. پیامد این استراتژی برای ایران، نیاز به هوشیاری جمعی، مدیریت ارتباطات داخلی و واکنش حسابشده دارد تا فشار روانی به بحران اجتماعی یا آشوب منجر نشود.
از سوی دیگر، تمرکز ترامپ بر رهبران کلیدی و تصمیمگیران ایران، به معنای آن است که هر اقدامی که موجب تقویت انسجام داخلی و کاهش شکاف اجتماعی شود، اثرگذاری این پیامها را کم خواهد کرد. کارشناسان توصیه میکنند که شفافسازی، گفتوگوی ملی و اطلاعرسانی درست در برابر فشار روانی خارجی، مؤثرترین راه مقابله با این نوع استراتژی است.
استراتژی ترامپ در برابر ایران، ترکیبی از فشار روانی، رسانهای و تهدید محدود اقتصادی یا نظامی است. تمرکز ویژه بر رهبری و استفاده از پیامهای کوتاه و سریع، نشان میدهد که میدان نبرد مدرن، دیگر صرفاً نظامی نیست؛ فضای روانی و رسانهای، بخش اصلی رقابت است. در چنین شرایطی، انسجام داخلی، گفتوگوی سازنده و هوشیاری جمعی، تنها راه کاهش اثرگذاری این فشارهاست.