عزل مدیر شبکه افق و عذرخواهی با تاخیر مجری برنامه خط‌خطی نتوانسته موج انتقادها به صداوسیما را مهار کند و شاهدیم که از دیروز درخواست عزل پیمان جبلی از ریاست این سازمان عریض و طویل، تحت عنوان یک مطالبه ملی از سوی کاربران شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌شود.

درخواست فوری مردم: جبلی را از صداوسیما اخراج کنید/ «خط خطی» صبر مردم را سر آورد

رویداد۲۴ نوشت: جنجال شوخی عجیب و سخیف یکی از برنامه‌های شبکه افق با جان‌باختگان دی ماه، با تغییر مدیر شبکه و عذرخواهی مجری جمع و جور شد، اما افکار عمومی قانع نشد؛ شاهدش همین درخواست عزل پیمان جبلی از ریاست صداوسیما که اکنون در توییتر فارسی به عنوان یک مطالبه ملی مطرح می‌شود.

واقعیت این است که غائله اخیر تنها آخرین حلقه از زنجیره‌ای طولانی از خطاها، افراط‌گری‌ها و بی‌توجهی‌های مزمن در رسانه‌ای است که سال‌هاست صبر مردم را سر آورده و با بحران اعتماد عمومی دست‌وپنجه نرم می‌کند. طنز مبتذل شبکه افق، اما تیر آخر را زد و موج انتقادها را تا جایی گسترش داد که صراحت درخواست عزل ریاست صداوسیما مطرح شود. درخواستی که مخاطب آن دولت یا نهادهای در این سطح نیست، زیرا مرجع عزل و نصب ریاست این سازمان شخص مقام معظم رهبری است.

«خط خطی» صبر مردم را سر آورد

سیاهه خطاهای پیشین این رسانه که سال‌ها است تحت مدیریت جریان رادیکال و همکاری تیم جبلی – جلیلی بیش از قبل حاشیه‌سازی می‌کند، طولانی‌تر از آن است که در این جا ذکر کنیم. در فقره اخیر، اما موج اعتراض‌ها به عملکرد این سازمان بسیار گسترده است. از چهره‌های شناخته‌شده رسانه‌ای مانند رضا رشیدپور گرفته تا طیفی متنوع از فعالان اجتماعی، فرهنگی و سیاسی که خواستار پاسخ‌گویی در بالاترین سطح مدیریت رسانه ملی شدند. این هم‌صدایی کم‌سابقه، خود نشانه‌ای است از عمق نارضایتی است.

در همین زمینه، روح‌الله جمعه‌ای با ادبیاتی تند، اما معنادار، اعلام جرم علیه رئیس معزول شبکه افق و عوامل برنامه را «حداقل واکنش» دانست و ریشه بحران را فراتر از یک خطای رسانه‌ای توصیف کرد. به باور او، رسانه‌ای که «نه ملی است، نه انقلابی و نه مردمی»، با سال‌ها توهم‌پراکنی و ترک فعل، به شکل‌گیری نسلی از «بمب‌های ابهام و اعتراض» کمک کرده؛ نسلی که برای یافتن پاسخ، ناچار به شبکه‌های خارجی و فضای مجازی پناه می‌برد. جمعه‌ای صداوسیما و مدیران تندرو و افراطی آن را در تلخی‌های حوادث اخیر، متهم مستقیم می‌داند و تأکید می‌کند مردم کار خود را کرده‌اند و حالا نوبت مسئولان است.

واکنش‌ها، اما فقط سیاسی یا رسانه‌ای نبود. علی شریعتی، فعال اقتصادی نیز با لحنی خشمگین و بی‌پرده، از اولویت‌های معکوس حاکم بر رسانه رسمی انتقاد کرد؛ جایی که به‌زعم او، به‌جای پرداختن به مطالبات واقعی جامعه، «بر آتش خشم و غم ملت» نمک پاشیده می‌شود. این نوع ادبیات، هرچند تند، اما بازتاب‌دهنده سطحی از خشم انباشته است که دیگر در قالب نقدهای ملایم نمی‌گنجد.

از منظر جامعه‌شناختی، جوادی یگانه که اخیرا از خیر همکاری با دولت پزشکیان گذشته و استعفا داده، به نکته‌ای کلیدی اشاره می‌کند. او می‌نویسد: در جامعه‌ای که تقریباً همه چیز دوقطبی شده، نارضایتی از عملکرد صداوسیما از معدود موضوعاتی است که بر سر آن اجماع وجود دارد. به گفته او، در این رسانه «انسان و خونش حرمت ندارد» و همین مسئله به فرسایش سرمایه اجتماعی دامن زده است. او برکناری فوری رئیس صداوسیما و خروج او از هیئت دولت را نه یک اقدام نمادین، بلکه گامی واقعی برای افزایش سرمایه اجتماعی و نشانه‌ای از عزم اصلاح در نظام می‌داند.

واقعیت این است که تغییر مدیر یک شبکه یا عذرخواهی دیرهنگام یک مجری، دردی از بحران عمیق صداوسیما دوا نمی‌کند. مسئله اصلی، مدل مدیریت، رویکرد محتوایی و نسبت رسانه ملی با جامعه است. رسانه‌ای که باید محل بازنمایی تنوع اجتماعی، گفت‌وگوی ملی و ترمیم شکاف‌ها باشد، در سال‌های اخیر بارها به عاملی برای تشدید دوقطبی‌ها تبدیل شده است.

جبلی در افق محو می‌شود یا اعتماد ملی؟ 

ماجرای شبکه افق، بیش از آن‌که یک خطای موردی باشد، آینه‌ای است که ضعف‌های ساختاری رسانه ملی را عیان کرده؛ از نبود نظارت مؤثر و پاسخ‌گویی شفاف گرفته تا غلبه نگاه‌های جناحی و امنیتی بر منطق حرفه‌ای رسانه. اگر این آینه شکسته شود و مسئله به چند جابه‌جایی محدود تقلیل یابد، بحران اعتماد نه‌تنها حل نخواهد شد، بلکه عمیق‌تر هم می‌شود.

امروز مطالبه اصلاح در مدیریت صداوسیما، دیگر یک خواست حاشیه‌ای یا هیجانی نیست؛ درخواستی است برای بازگرداندن رسانه‌ای که نام «ملی» را یدک می‌کشد به مردم. اصلاحی که اگر جدی گرفته نشود، این تتمه اعتماد عمومی را نیز از بین برده و شکاف بین ملت و حاکمیت را بیش از پیش تعمیق می‌کند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین مطالب

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

نیازمندی‌ها