اقتصاد۲۴ نوشت: سفر فرمانده ارتش پاکستان به تهران در روزی انجام شد که همزمان، گزارشها از نزدیک شدن دولت دونالد ترامپ به تصمیم حمله، افزایش فشار نظامی در خلیج فارس و اختلاف عمیق بر سر شروط پایان جنگ حکایت داشتند. تهران از شروط هفتگانه خود عقب ننشسته، اسرائیل همچنان از تهدید هستهای ایران سخن میگوید و واشنگتن نیز با تقویت حضور نظامی در منطقه، گزینه نظامی را از روی میز کنار نگذاشته است. در چنین شرایطی، گزارشهایی از پیشنهاد تازه قطر و پاکستان برای بازگرداندن دو طرف به مسیر مذاکره منتشر شده؛ پیشنهادی که هنوز جزئیات و میزان موافقت واقعی طرفین با آن روشن نیست.
آنچه وضعیت امروز را نگرانکننده میکند، صرفاً افزایش تهدیدها نیست؛ مسئله این است که دیپلماسی و آمادگی نظامی همزمان پیش میروند، اما هنوز نشانهای معتبر از توافق بر سر اصلیترین اختلافها دیده نمیشود. به بیان دیگر، میانجیها همچنان تلاش میکنند راهی برای جلوگیری از بازگشت جنگ پیدا کنند، در حالی که هر دو طرف میکوشند بدون عقبنشینی از مواضع اعلامشده، هزینه ادامه بنبست را به طرف مقابل تحمیل کنند.
سفر عاصم منیر به تهران؛ آخرین تلاش برای توافق یا انتقال پیامهای سخت؟
عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، روز سهشنبه به تهران آمد و با مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف دیدار کرد. سفر او در ادامه تلاشهای پاکستان برای میانجیگری میان ایران و آمریکا انجام میشود؛ تلاشی که در ماههای گذشته نیز با هدف کاهش تنش، بازگشایی تنگه هرمز و فراهمکردن زمینه توافق دنبال شده است.
قالیباف در دیدار با فرمانده ارتش پاکستان، به روشنی موضع تهران را روشن بیان کرد؛ «ما حرف جدیدی نداریم و آمریکا جز با اجرای شروط هفتگانه ایران که در نیویورک ارائه شده نمیتواند اعتماد ایران را کسب کند.»
رئیس مجلس ایران همچنین گفت سابقه اقدامات آمریکا و نقض تفاهمنامه اسلامآباد، بیاعتمادی تهران به واشنگتن را افزایش داده است. او تأکید کرد ایران خواهان جنگ نیست، اما برای دفاع از کشور آمادگی دارد و تهدیدها و تحرکات نظامی نمیتواند تصمیمات راهبردی جمهوری اسلامی را تغییر دهد.
محسن رضایی که از عصر دیروز شایعاتی مبنی بر پاسخ رد او به درخواست دیدار با عاصم منیر منتشر شده بود، نیز با صراحت به میانجی پاکستانی گفت: «به هیچ وجه ذرهای از مواد هستهای غنیشده از ایران خارج نخواهد شد».
این مواضع نشان میدهد تهران در شرایط فعلی قصد ندارد صرف انجام مذاکرات را یک امتیاز برای واشنگتن تلقی کند. از نگاه مقامهای ایرانی، توافق باید با اقداماتی همراه باشد که هزینههای جنگ و فشار آمریکا را کاهش دهد؛ در غیر این صورت، بازگشت به میز مذاکره ممکن است به معنای پذیرش یکطرفه خواستههای واشنگتن تعبیر شود.
در همین حال، روزنامه العربی الجدید گزارش داد قطر و پاکستان پیشنهاد تازهای برای نزدیککردن مواضع دو طرف ارائه کردهاند. به نوشته این روزنامه، پیشنهاد به مقامهای ایرانی منتقل شده و منابع مطلع از موافقت اولیه آمریکا و ایران با آن سخن گفتهاند. یکی از محورهای گزارششده، پرداخت ۶ میلیارد دلار سود مربوط به داراییهای مسدودشده ایران در بانکهای قطر است. برخی گزارشهای تکمیلی همچنین از امکان بازرسیهای محرمانه و اعلامنشده آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تأسیسات هستهای ایران سخن گفتهاند.
جزئیات طرح از سوی دو دولت بهطور رسمی تأیید نشده است. افزون بر این، گزارشهای منتشرشده از بازارهای مالی به نقل از بلومبرگ میگویند یک دیپلمات دخیل در مذاکرات، گزارشهای مربوط به نزدیکبودن توافق را زیر سؤال برده است.
رویترز: تهران خود را برای حملات تازه آماده میکند، نه توافق سریع
مهمترین گزارش روز درباره چشمانداز جنگ را رویترز منتشر کرده است. این خبرگزاری به نقل از سه مقام ارشد ایرانی و یک منبع آگاه گزارش داد که تهران معتقد است دونالد ترامپ برای شکستن بنبست جنگ هشتماهه ممکن است حملات نظامی را از سر بگیرد.
به گزارش این رسانه یکی از مقامهای ایرانی گفته که «ایران خود را برای ازسرگیری حملات اسرائیل و آمریکا آماده میکند، نه برای توافق با آمریکا با هدف پایان دادن به جنگ. ساختار روحانیت مصمم است اجازه ندهد ترامپ به پیروزی سیاسی دست یابد».
رویترز از ارزیابی مقامهای ایرانی درباره احتمال اقدام آمریکا گزارش داده و این به معنای آن نیست که تصمیم نهایی برای حمله گرفته شده یا زمان آن مشخص است. با این حال، وقتی مقامهای مطلع از آمادگی برای دور تازه درگیری سخن میگویند، روشن است که دستگاه تصمیمگیری ایران سناریوی بازگشت به جنگ را جدی گرفته است.
سومین ناو هواپیمابر آمریکا؛ علامت آمادهباش یا مقدمه حمله؟
همزمان با تلاش پاکستان برای میانجیگری، گزارشهایی از تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه منتشر شده است. روزنامه جروزالم پست روز سهشنبه به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد پنتاگون در حال اعزام گروه ضربت ناو هواپیمابر «یواساس تئودور روزولت» و یگان سیزدهم تفنگداران دریایی به خاورمیانه است.
ورود این نیروها میتواند گزینههای نظامی دولت ترامپ را گسترش دهد. با این حال، اعزام ناو هواپیمابر بهتنهایی اثبات نمیکند که تصمیم حمله گرفته شده است. چنین نیرویی میتواند برای بازدارندگی، حفاظت از مسیرهای کشتیرانی، پشتیبانی از نیروهای حاضر در منطقه یا اجرای عملیات نظامی احتمالی به کار گرفته شود.
اما در شرایطی که مقامهای ایرانی از احتمال حمله تازه سخن میگویند و رسانههای اسرائیلی از نزدیکشدن دولت ترامپ به صدور مجوز حمله گزارش میدهند، این جابهجایی نظامی را نمیتوان اقدامی عادی و بیارتباط با بحران دانست. آنطور که جروزالم پست به نقل از چند منبع آگاه ادعا کرده، دولت ترامپ در مقطعی تا آستانه تأیید حمله به ایران پیش رفته بود.
تحول مهم دیگر، سفر اعلامنشده پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، به اسرائیل و دیدار او با بنیامین نتانیاهو در پایگاه هوایی عودا است. آکسیوس در گزارشی از این دیدار خبر داد و نوشت که گفتوگوها در شرایطی انجام شده که واشنگتن و تلآویو درباره احتمال ازسرگیری عملیات نظامی گسترده علیه ایران رایزنی میکنند.
تنگه هرمز؛ خطرناکترین کانون درگیری
اگر قرار باشد یک نقطه را بهعنوان خطرناکترین کانون تشدید درگیری معرفی کنیم، آن نقطه همچنان تنگه هرمز است. اختلاف ایران و آمریکا دیگر صرفاً بر سر برنامه هستهای یا رفع تحریمها نیست؛ کنترل مسیرهای کشتیرانی، محاصره دریایی و امنیت عبور نفتکشها نیز به بخش تعیینکنندهای از رویارویی تبدیل شده است.
سپاه پاسداران روز سهشنبه اعلام کرد یک پهپاد آمریکایی MQ-۹ را در محدوده تنگه هرمز سرنگون کرده است. سپاه همچنین از انفجار مینهای دریایی و آتشگرفتن دو نفتکش که آنها را متخلف خوانده، خبر داد. این اطلاعات در بیانیه رسمی سپاه منتشر شده، اما جزئیات مستقل درباره هویت نفتکشها، میزان خسارت و وضعیت خدمه آنها هنوز برای تأیید کامل روایت منتشرشده کافی نیست.
در این میان، گزارش بلومبرگ درباره افزایش استفاده ایران از موشک به جای پهپاد برای هدفگرفتن کشتیها نیز اهمیت دارد. اگر این تغییر تاکتیکی با شواهد مستقل تأیید شود، میتواند به معنای افزایش خطر برای کشتیهای تجاری باشد؛ زیرا شدت خسارت احتمالی، امکان آتشسوزی و دشواری عملیات امداد را افزایش میدهد.
خطر بزرگتر آن است که برخوردهای دریایی بهسرعت به درگیری مستقیم میان نیروهای نظامی ایران و آمریکا تبدیل شوند. سرنگونی یک پهپاد، انفجار مین یا آسیب دیدن یک نفتکش ممکن است در نگاه هر طرف، اقدامی محدود و قابل کنترل باشد؛ اما اگر تلفات انسانی بالا برود یا یک کشتی مرتبط با آمریکا هدف قرار گیرد، فشار برای پاسخ نظامی افزایش مییابد. در چنین شرایطی، حتی دولتی که در مقطع نخست قصد گسترش جنگ را ندارد، ممکن است برای جلوگیری از نمایش ضعف به اقدامی دست بزند که طرف مقابل آن را آغاز دور تازه جنگ تلقی کند.
خط و نشانهای نتانیاهو برای ایران
در سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو روز سهشنبه در پیامی ویدیویی اعلام کرد تا زمانی که نخستوزیر اسرائیل باشد، اجازه نخواهد داد جمهوری اسلامی به سلاح هستهای دست پیدا کند. او همچنین گفت حزبالله ضربهای خواهد خورد که نتواند از آن بلند شود.
این اظهارات در شرایطی مطرح شده که انتخابات اسرائیل برای ۲۷ اکتبر، یعنی هفته آینده، برنامهریزی شده است. رویترز پیشتر گزارش داده بود که نتانیاهو گفته است پیش از انتخابات، حمله پیشدستانه تازه به ایران را مناسب نمیداند. او در همان مصاحبه هشدار داده بود که اگر ایران یا نیروهای همسو با آن به اسرائیل حمله کنند، پاسخ اسرائیل شدید خواهد بود.
آیا احتمال جنگ سوم به ۹۰ درصد رسیده است؟
در همین بین، تریتا پارسی تحلیلگر مسائل ایران و معاون اجرایی مؤسسه کوئینسی، در پیامی در شبکه ایکس ارزیابی بسیار نگرانکنندهای از وضعیت ارائه کرده و احتمال دور سوم جنگ را ۹۰ درصد دانسته است. او به هماهنگی ترامپ و نتانیاهو، سفر اعلامنشده وزیر دفاع آمریکا به اسرائیل، تحرکات نظامی و اختلاف بر سر پیشنهادهای مذاکره اشاره کرده است.
پارسی همچنین استدلال کرده که واشنگتن میخواهد مسئله رفع محاصره و بازگشایی تنگه هرمز را با انتقال اورانیوم غنیشده ایران به خارج از کشور پیوند بزند؛ در حالی که از نگاه او، تهران خواهان امتیازهای متناسب در برابر عقبنشینی از اهرمهای فشار خود است.
انتخابات آمریکا و اسرائیل؛ آیا زمان به سود دیپلماسی است؟
یکی از عوامل مهم در تحولات فعلی، تقویم سیاسی آمریکا و اسرائیل است. انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر برگزار میشود و انتخابات اسرائیل نیز برای ۲۷ اکتبر برنامهریزی شده است. این دو موعد میتوانند بر محاسبات رهبران سیاسی تأثیر بگذارند، اما نتیجه این تأثیر لزوماً کاهش تنش نیست.
رویترز گزارش داده است که مقامهای ایرانی معتقدند ادامه بنبست میتواند هزینه سیاسی جنگ را برای ترامپ افزایش دهد؛ بهویژه در شرایطی که قیمت سوخت در آمریکا به یکی از موضوعات مهم رقابت انتخاباتی تبدیل شده است. به نوشته این خبرگزاری، تهران میکوشد بدون دادن امتیازهایی که به سود سیاسی ترامپ تمام شود، فشار بر واشنگتن را حفظ کند.
این راهبرد، اگر واقعاً در سطح تصمیمگیری ایران دنبال شود، با یک خطر همراه است: فشار اقتصادی و سیاسی بر آمریکا ممکن است تهران را به این نتیجه برساند که زمان به سود آن است، اما واشنگتن نیز ممکن است برای تغییر محاسبات ایران، فشار نظامی را افزایش دهد. در این وضعیت، هر طرف میتواند تصور کند که طرف مقابل زودتر عقب خواهد نشست؛ در حالی که ادامه تقابل، هزینههای سنگینی برای هر دو کشور دارد.
در اسرائیل نیز انتخابات بر محاسبات نتانیاهو سایه انداخته است. با این حال، نمیتوان فرض کرد که انتخابات بهطور خودکار مانع حمله خواهد شد. ممکن است رهبران سیاسی از جنگ پرهیز کنند تا از پیامدهای غیرقابلکنترل آن دور بمانند؛ اما ممکن است در شرایطی دیگر، تهدید خارجی را عاملی برای بسیج افکار عمومی یا توجیه سیاستهای امنیتی خود بدانند. نتیجه به تصمیمهای واقعی و شرایط میدانی بستگی دارد، نه فقط به تقویم انتخاباتی.
در این میان، اظهارات مقامهای ایرانی نیز نشان میدهد تهران در حال ارسال پیامی دوگانه است: از یک سو بر آمادگی برای دفاع و پاسخ متقابل تأکید میکند و از سوی دیگر، شرط بازگشت به مذاکرات را اجرای خواستههای خود میداند. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، روز سهشنبه گفت: «مطلقا هیچ ضربهای را بیپاسخ نخواهیم گذاشت.» او همچنین تأکید کرد: «دوران بزن در رو تمام شده است و هر ضربهای بزنند به همان اندازه ضربه خواهند خورد.»
رئیس ستادکل نیروهای مسلح ایران نیز هشدار داده است که اگر جنگ تازهای علیه ایران آغاز شود، منافع آمریکا بدون محدودیت هدف قرار خواهند گرفت. این موضعگیریها نشان میدهد تهران میخواهد هزینه حمله را برای واشنگتن بالا ببرد؛ اما تهدید به پاسخ گسترده، در عین حال میتواند نگرانی کشورهای منطقه را افزایش دهد و خطر گسترش درگیری را بیشتر کند.
روسیه، کشورهای خلیج فارس و هزینه منطقهای جنگ
در کنار پاکستان و قطر، روسیه نیز همچنان در معادلات دیپلماتیک حضور دارد. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، به تهران سفر کرده است؛ اما به گفته اسماعیل بقائی، این سفر در چارچوب رایزنیهای معمول دوجانبه انجام شده و موضوع مذاکرات هستهای با آمریکا در دستور کار آن نبوده است. بنابراین، فعلاً نمیتوان از سفر لاوروف نتیجه گرفت که مسکو ابتکار تازهای برای توافق ایران و آمریکا ارائه کرده است.
در سوی دیگر، کشورهای حاشیه خلیج فارس با وضعیتی دشوار روبهرو هستند. این کشورها از یک سو به امنیت مسیرهای صادرات انرژی و ثبات منطقه نیاز دارند و از سوی دیگر، حضور پایگاههای آمریکایی در خاک آنها میتواند در صورت حمله به ایران، آنها را در معرض تهدیدهای متقابل قرار دهد.
والاستریت ژورنال روز سهشنبه گزارش داد تام باراک، فرستاده ویژه ترامپ، در نشست امنیتی دوحه به کشورهای منطقه توصیه کرده است بیش از گذشته بر مشارکتهای منطقهای و توان دفاعی خود تکیه کنند. پیام او، در شرایط نگرانی متحدان آمریکا از دور تازه تشدید تنش، نشان میدهد که حتی شرکای واشنگتن نیز درباره آینده امنیت منطقه و میزان اتکاپذیری تضمینهای آمریکا پرسشهایی دارند.
این وضعیت برای ایران نیز اهمیت دارد. گسترش جنگ به پایگاههای آمریکا در منطقه یا زیرساختهای انرژی کشورهای همسایه میتواند دامنه بحران را بسیار فراتر از تقابل دوجانبه ببرد. حتی کشورهایی که در آغاز درگیری خواهان بیطرفی هستند، ممکن است در صورت آسیبدیدن زیرساختها یا تلفات انسانی، تحت فشار داخلی و خارجی برای واکنش قرار بگیرند.
خطر اصلی در چنین وضعیتی، نه فقط تصمیم آگاهانه برای آغاز جنگ، بلکه حادثهای است که از کنترل خارج شود: برخورد نظامی در تنگه هرمز، حملهای با تلفات بالا، اشتباه در تشخیص نیت طرف مقابل یا پاسخ متقابلی که از سطح اولیه فراتر برود. در منطقهای که چندین بازیگر نظامی و سیاسی در آن حضور دارند، چنین زنجیرهای میتواند بهسرعت دامنه بحران را گسترش دهد.
در نهایت میتوان گفت که دیپلماسی هنوز زنده است، اما برای جلوگیری از جنگ به چیزی بیش از رفتوآمد میانجیها و انتشار خبر پیشنهادهای محرمانه نیاز دارد. باید نشانهای عملی از آمادگی طرفین برای توافق دیده شود؛ از کاهش خطر در تنگه هرمز تا روشنشدن ترتیب اجرای تعهدات و ارائه تضمینهایی که مانع تکرار تجربه شکست مذاکرات پیشین شود. تا آن زمان، نه میتوان وقوع جنگ را قطعی دانست و نه میتوان به ادامه وضع موجود بهعنوان گزینهای امن و پایدار دل بست.