دیپلمات سابق کشورمان گزینه جنگ فرسایشی آمریکا علیه ایران را رد کرد.

گزینه جنگ فرسایشی ترامپ علیه ایران؟/ کسی نمی‌داند در سر آقای رئیس جمهور چه می‌گذرد

شرق نوشت: قاسم محبعلی، دیپلمات سابق کشورمان با واکاوی مفهوم «جنگ پاک» یا «جنگ کم‌هزینه» در راهبرد دونالد ترامپ، تأکید می‌کند که «تعمیم سناریوی ونزوئلا یا آمریکای لاتین به ایران و خاورمیانه، خطای تحلیلی جدی است».

«نه الگوی رفتار نظامی آمریکا تکرارشونده است و نه محیط ژئوپلیتیک ایران اجازه تحقق جنگی بدون هزینه را می‌دهد؛ به‌ویژه آنکه هم‌زمان، «ابهام در پاسخ ایران» و «ابهام در تصمیم ترامپ» در حال قفل‌کردن معادلات نظامی در یک وضعیت پرریسک و سیال‌ است».

 «ایالات متحده در هیچ‌یک از مداخلات نظامی خود از یوگسلاوی تا عراق، افغانستان و ونزوئلا یک الگوی واحد را تکرار نکرده است». لذا به گفته او، «آنچه در ونزوئلا رخ داد، نوعی رفتار جدید و کم‌هزینه برای آمریکا بود، اما این به معنای قابلیت تعمیم آن به ایران نیست که در این قالب تصور کنیم حتما ترامپ به دنبال جنگ پاک و کم‌هزینه در قبال ایران است».

«در مورد ایران هنوز هیچ‌چیز روشن نیست؛ حتی خود آمریکایی‌ها هم دقیقا نمی‌دانند چه خواهند کرد. ممکن است هدف، اعمال فشار برای پذیرش شروط سیاسی باشد؛ همان چیزی که ترامپ از آن با عنوان «صلح از موضع قدرت» یاد می‌کند. ممکن است هدف بازدارندگی باشد، یا حتی تهدید پیش‌دستانه برای منصرف‌کردن ایران از هر اقدام متقابل». در همین چارچوب، محبعلی هشدار می‌دهد که «تصور یک جنگ طولانی‌مدت نیز ساده‌انگارانه است». از نگاه او، «توان نظامی آمریکا به‌گونه‌ای است که اجازه کشیده‌شدن درگیری به یک جنگ فرسایشی کلاسیک را نمی‌دهد؛ اما این به معنای کم‌هزینه‌بودن جنگ هم نیست.

‌این کارشناس تأکید دارد «هرگونه واکنش ایران به اهداف ثالث از اسرائیل تا کشورهای عربی می‌تواند به‌سرعت یک اجماع یا ائتلاف بین‌المللی علیه تهران ایجاد کند و به آمریکا مستمسک حقوقی بدهد تا وارد «مرحله دوم» جنگ شود؛ مرحله‌ای با حملات گسترده‌تر و خشن‌تر. محبعلی صراحتا هشدار می‌دهد که «این نوع حرف‌های تحریک‌آمیز، مجوز می‌دهد که بگویند ایران امنیت بین‌المللی را به خطر انداخته و براساس اصل دفاع مشروع، اقدام نظامی توجیه‌پذیر است».

در کنار این ملاحظات نظامی، مدیر کل اسبق خاورمیانه وزارت خارجه به عامل تعیین‌کننده دیگری نیز اشاره می‌کند که ناظر بر «کاهش شدید تاب‌آوری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در داخل کشور است» و از این زاویه هشدار می‌دهد «نگاه‌کردن به معادلات داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی زمستان ۱۴۰۴ با عینک تابستان امسال و زمانی که انسجام ملی حول تمامیت ارضی در دوره جنگ ۱۲روزه تا حدی تقویت شده بود، یک خطای محاسباتی است»، چون محبعلی یادآور می‌شود «بعد از اعتراضات دی‌ماه، شکاف‌هایی که کمی ترمیم شده بودند، دوباره عمیق شده‌اند. ریسک بسیار بالاست. سفیر اسبق ایران در یونان با مقایسه شرایط کنونی ایران با نمونه‌هایی مانند عراق و سوریه هشدار می‌دهد که «در برخی جوامع، بخشی از مردم به‌ دلیل احساس تهدید از داخل، حتی از مداخله خارجی استقبال کرده‌اند». به‌همین‌دلیل این تحلیلگر ارشد حوزه خاورمیانه متذکر می‌شود «هرچند اکثریت ایرانیان ملی‌گرا هستند و با تجاوز خارجی مخالفت می‌کنند، اما این مخالفت لزوما به معنای حمایت از سیاست‌های داخلی و خارجی حکومت نیست».

«نتایج مشارکت مردمی در انتخابات‌های چند دور اخیر نیز نشان داده که اکثریت جامعه با این سیاست‌ها همدل نیستند و نادیده‌گرفتن این واقعیت می‌تواند به اشتباه محاسبه منجر شود». در سطح منطقه‌ای نیز سفیر اسبق کشورمان در مالزی، «از تکاپوی کشورهای عربی برای مهار بحران سخن می‌گوید و خاطرنشان می‌کند که «عربستان، عراق، عمان، قطر و امارات به‌ دنبال جلوگیری از جنگ هستند»، درعین‌حال او تأکید می‌کند «سیاست واحدی در منطقه علیه یا به نفع ایران وجود ندارد. به یک معنا هر بازیگر منطقه‌ای منافع خاص خود را دنبال می‌کند؛ از امارات که چشم به امتیازات اقتصادی و ژئوپلیتیک دارد، تا بازیگران قومی و فراملی که تضعیف قدرت مرکزی را فرصتی برای تحقق مطالبات خود می‌بینند». با این تحلیل، جمع‌بندی محبعلی روشن است. چون به گفته دیپلمات پیشین کشورمان، «هم‌زمانی ابهام در تصمیم ترامپ برای ایران و ابهام در پاسخ تهران، اگرچه می‌تواند به‌ طور موقت بازدارنده باشد، اما در شرایط کاهش تاب‌آوری داخلی، هر خطای محاسباتی می‌تواند هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر از تصور «جنگ پاک» یا «جنگ کم‌هزینه» بر ایران و کل منطقه تحمیل کند».

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین مطالب

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

نیازمندی‌ها