رویداد۲۴ نوشت: حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، رهبری را در روز نخست هدف قرار داد و سرنوشت کشور را ناگهان به طور انقلابی تغییر داد. ایران تحت بمباران، یک تصمیم رادیکال گرفت و فرزند رهبر را به عنوان رهبر جدید انتخاب کرد. رسانههای جهان این انتخاب را در میانه جنگ با بیم و امید دنبال کردهاند. تحلیل نخستین مورد اتفاق نظر همگان بود؛ پیام ایران با انتخاب جدید روشن است. جمهوری اسلامی مستقر و پایدار است. اما کشور و جهان با تردیدهای بی پایانی روبه روست. نیویورک تایمز در چندین گزارش، وضعیت ایران را تحلیل کرده است.
بیم و امید ایران و جهان | آیا رهبری جدید استراتژی هستهای را تغییر میدهد؟ آیا بن سلمان ایرانی در راه است؟
روزنامه نیویورک تایمز انتخاب رهبر جدید در ایران را به ظاهر حامل پیامی از تداوم و ثبات از کشوری جنگ زده است، اما در واقع آن را تصمیم نمایشی از سرپیچی آشکار در برابر مهاجمان ایران خوانده است.
این رسانه میگوید: در حالی که ایالات متحده و اسرائیل در نخستین موج حملات خود به ایران، رهبری را هدف قرار داد و بهطور علنی به ایران هشدار داد که جانشینی پسرش «غیرقابل قبول» است، اما گروه ۸۸ نفره روحانیان در «مجلس خبرگان»، با وجود این تهدیدها سید مجتبی خامنهای را به عنوان رهبر انتخاب کرد. نیویورک تایمز مدعی است که این انتخاب ممکن است خطر طولانیتر شدن جنگ و ایجاد عدم قطعیت بیشتر برای کشور را در پی داشته باشد.
این رسانه آمریکایی میگوید: بهعنوان یک چهره سیاسی، خامنهای جوانتر هم برای ایرانیان و هم برای جهان تا حد زیادی ناشناخته است. رهبر فقید ایران چهرهای شناختهشده بود؛ بر حق ایران برای غنیسازی اورانیوم بهعنوان بخشی از برنامه هستهای کشور تأکید داشت و در عین حال به طور علنی ساخت بمب هستهای را حرام میدانست.
نیویورک تایمز مدعی است این نگرانی وجود دارد که در دوران رهبری جدید، ایران به دنبال سلاح هستهای برود، چون نداشتن بمب اتم را یکی از دلایل آغاز جنگ از سوی ایالات متحده و اسرائیل میداند. این رسانه مدعی است که برخی کارشناسان نگراناند که خامنهای جوانتر ممکن است اقدامی را انجام دهد که به گفته تحلیلگران، پدرش هرگز انجام نداد: حرکت سریع برای ساخت بمب هستهای.
دنی سیترونوویچ، تحلیلگر یک اندیشکده آمریکایی و رئیس پیشین بخش ایران در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل به نیویورک تایمز گفته: «جنگی که قرار بود مانع دستیابی ایران به بمب شود، ممکن است همان جنگی باشد که ایران را از مرز عبور دهد و به سمت ساخت بمب سوق دهد.»
این رسانه میگوید: مقامهای ایرانی به نظر میرسد در حال ارسال این پیام هستند که برای یک نبرد طولانیتر آماده میشوند. در داخل کشور، برخی تحلیلگران سیاسی معتقدند رهبر جدید ممکن است عملگراتر از آنچه انتظار میرود باشد. حسن احمدیان، تحلیلگر سیاسی در دانشگاه تهران، میگوید جایگاه قدرتمند رهبر جدید در میان جناحهای تندرو این امکان را به او میدهد که به دنبال ایجاد اجماع برود—چیزی که نامزدهای ضعیفتر قادر به انجام آن نبودند.
او گفت: «او میتواند با هر کسی در سیاست ایران همکاری کند، بر اساس اولویتهایی که در این مقطع برای ایران و برای کشور احساس میکند.»
با این حال نیویورک تایمز معتقد است برخی ایرانیان امیدوارند رهبری جدید نقشی مشابه محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، ایفا کند—حاکمی اقتدارگرا که آزادیهای اجتماعی را گسترش داد و اقتصاد کشور را احیا کرد. فرهاد، مدیر لجستیک در تهران به نیویورک تایمز گفته بسیاری از ایرانیان ممکن است از یک دولت امنیتی قدرتمند در کنار بهبود روابط خارجی و کاهش تدریجی محدودیتهای اجتماعی استقبال کنند.
اعتراف جهان به استقرار و پایداری جمهوری اسلامی
رسانههای غربی از یک واقعیت دیگر هم حرف میزنند؛ ثبات و استقرار باورنکردنی جمهوری اسلامی در ایران. نیویورک تایمز در گزارش مجزایی نوشته با گذشت بیش از ده روز از آغاز جنگ، بزرگترین پرسش این است: اگر دگرگونی ایران بسیار دشوارتر از آن چیزی باشد که طراحان این جنگ میفهمند، چه؟
نویسنده این گزارش در احتمال دگرگونی در حاکمیت یک تردید جدی مطرح کرده است. نویسنده میپرسد اگر آن حکومت آنچنان در شهرداریها، مدارس، کلانتریها، مشاغل دولتی، نظام بانکی، ارتش و نیروهای شبهنظامی محلی ریشه دوانده باشد که، نتوان آن را بدون فرو بردن تمام سرزمین ایران—کشوری حدود یکششم اندازه ایالات متحده و با جمعیتی ۹۰ میلیونی—در هرجومرج از میان برداشت، چه؟ اگر تنها جایگزین سریع در ایران، نه دموکراسی بلکه بینظمی در مقیاسی عظیم باشد، چه؟
چرا نتانیاهو حاضر به خروج از ایران نیست؟
نیویورک تایمز اذعان کرده هیچ چیز به اندازه میزان ریشهدار بودن این نظام در جنگ روشن نشد. این رسانه میگوید آنچه امروز روشن است این است که ترامپ و نتانیاهو باید دستاورد نظامی خود را بردارند و فعلاً همینجا متوقف شوند. نیویورک تایمز چرایی این سناریو را توضیح داده میگوید؛ اول، کاملاً روشن است که ترامپ و نتانیاهو این جنگ را بدون داشتن هیچ هدف نهایی روشنی آغاز کردهاند.
این رسانه اعتراف کرده که نتانیاهو راضی است که ایران را به غزهای بزرگتر تبدیل کند و با استراتژی «چمن زنی»، هر از گاهی تهدیدهای ایران را سرکوب کند؛ همان کاری که در غزه نیز انجام میدهد. همانطور که آموس هارئل، تحلیلگر نظامی روزنامه هاآرتص، گفته است: «چند ماه پیش، نتانیاهو اسرائیل را اسپارت مدرن توصیف کرد. اما برای حفظ هویت نظامیگرایانهاش، یک اسپارت به اصطکاک نظامی دائمی نیاز دارد—اصطکاکی که در عین حال به حاکمش نیز امکان دهد در قدرت بماند، بدون توجه به هزینهای که بر کشور تحمیل میکند.»
درگیر نگه داشتن اسرائیل در جنگ با ایران، حماس و حزبالله به نتانیاهو این امکان را میدهد که محاکمه فساد خود را طولانی کند و از تشکیل کمیسیون تحقیق درباره ناکامیاش در جلوگیری از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس بگریزد. اگر فکر میکنید این تحلیل بیش از حد بدبینانه است، یعنی هنوز نتانیاهو را بهخوبی نمیشناسید.
نیویورک تایمز: ترامپ هذیان میگوید
نیویورک تایمز نوشته: از سوی دیگر، ترامپ هم وقتی درباره فردای ایران حرف میزند، کاملاً پراکنده و متناقض سخن میگوید—و حرفهایی واقعاً مضحک و اغلب ناسازگار میزند که نشان میدهد فرمانده کل قوا در آمریکا در حال هذیان گویی است. یک روز حرف از تغییر رژیم میزند، روز بعد نه؛ یک روز میگوید آینده ایران برایش مهم نیست، روز بعد میگوید در انتخاب رهبر بعدی ایران مداخله خواهد داشت؛ یک روز از مذاکره استقبال میکند، روز بعد خواهان «تسلیم بیقید و شرط» میشود.
نیویورک تایمز دولت ترامپ به شرکتی سرمایهگذاری تشبیه کرده که مدیر آن، بدون هیچ هشدار قبلی، وارد یک راهبرد تجاری کاملاً تازه شود و بعد در همان هفته، اهداف آن را به پنج شکل مختلف توضیح داده است. این رسانه میگوید چنین شرکتی، یک چراغ قرمز چشمکزن است.
پیش بینی هولناک نیویورک تایمز از فردای جنگ
نیویورک تایمز درباره فردای پایان جنگ هشدار داده است. این رسانه میگوید آنجاست که سیاست واقعی آغاز میشود. یعنی اگر ایالات متحده و اسرائیل اعلام کنند که با تحقق بیشتر اهداف نظامیشان، اکنون آمادهاند حملات خود را متوقف کنند—به شرط آنکه ایران نیز همین کار را بکند—رهبری ایران صبح روز بعد بیتردید به جهان و به مردم خود خواهد گفت: «ما ایستادگی کردیم—در برابر قدرت مشترک شیطان بزرگ و شیطان کوچک سر خم نکردیم.».
اما نیویورک تایمز مدعی است در همین لحظه است که جدالی انفجاری و درگیری داخلی میان نخبگان حاکم در تهران آغاز خواهد شد. بسیاری از مردم، بازرگانان و اصلاحطلبان داخلی بیتردید به تندروها خواهند گفت: «ببینید چه فاجعهای بر سر ما آوردید. اگر این پیروزی بزرگ ایران است، پس شکست چه شکلی است؟ ما پساندازهایمان، اقتصادمان، محیط زیستمان، بخش بزرگی از ارتشمان و دوستی همه همسایگان نزدیکمان را از دست دادهایم. چه آیندهای برای ما باقی مانده است؟»
این رسانه به وجود تشتت در بین دولت و سپاه در روزهای اخیر اشاره کرده و گفته: کافی است فقط به اختلافاتی نگاه کنید که همین حالا میان رئیسجمهور ایران و جناحهای نظامی تندرو بر سر درستی حمله ایران به همسایگان عربش در جریان است؛ حملهای که با این امید انجام شد که آن کشورها واشنگتن را برای پایان دادن به جنگ تحت فشار قرار دهند. هیچکس نمیداند وقتی جنگ متوقف شود و هزینه واقعی رفتار افراطی ایران روشن شود، در گذر زمان چه چیزی میان مردم و نظام، و نیز درون خود نظام، شکل خواهد گرفت.
البته نیویورک تایمز اذعان کرده که این اختلافات به معنای تغییر رژیم یا تغییر درون نظام نیست. این رسانه میگوید جنگ به سمتی رفته که مردم را فردای جنگ ناراضی و ناراحت خواهد کرد. ما همین حالا شاهد بمباران یک تأسیسات آبشیرینکن در ایران هستیم و در پاسخ، ایران نیز به تأسیسات آبشیرینکن بحرین حمله کرده است. اگر این روند گسترش پیدا کند، مردم خیلی زود با کمبود آب روبهرو خواهند شد. احتمال آنکه ایران به فاجعهای زیستمحیطی حتی بزرگتر از آنچه تاکنون بر سرش آوردهاند تبدیل شود، کاملاً واقعی است؛ و در آن صورت دیگر هیچکس نخواهد توانست در آنجا زندگی کند.
این رسانه در پایان میگوید بدترین کاری که راهبرد «فقط بمباران کن» ِ ترامپ-نتانیاهو انجام داده، این است که این راهبرد ایران را آنقدر با بمبارانهای هوایی بیپایان ویران میکند که دیگر برای هیچکس قابل اداره نباشد. آنوقت با فاجعهای روبهرو خواهیم شد که ابعادش قابل محاسبه نیست.