حمله آمریکا به سه نفتکش ایرانی و حمله موشکی ایران به شناورهای آمریکایی، خطر تبدیل هرمز به یک میدان جنگ دریایی تمام‌عیار را افزایش داده است.

حمله به نفت‌کش‌ها؛ جنگ ایران و آمریکا رسما دریایی شد!

رویداد۲۴ نوشت: درگیری ایران و آمریکا پس از یک دوره کاهش نسبی تنش، وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که دیگر فقط به حملات هوایی و موشکی محدود نیست و مستقیماً کشتی‌های جنگی، نفتکش‌ها و مسیر عبور انرژی در تنگه هرمز را درگیر کرده است. حمله آمریکا به سه نفتکش ایرانی در واکنش به شلیک موشک‌های ایران به سوی دو شناور نظامی آمریکا، همراه با تهدیدهای متقابل تهران و واشنگتن، این نگرانی را جدی‌تر کرده که جنگ شش‌ماهه دو طرف وارد فاز فرسایشی و دریایی خطرناک‌تری شود.

تحولات ۴۸ ساعت گذشته نشان می‌دهد یکی از مهم‌ترین تغییرات جنگ ایران و آمریکا، انتقال مرکز ثقل درگیری از آسمان و پایگاه‌های نظامی به دریا و مسیرهای انتقال انرژی است.

همین دیروز نیروهای آمریکایی سه نفتکش ایرانی را هدف قرار دادند؛ اقدامی که واشنگتن آن را واکنشی به حمله موشکی ایران به دو شناور نیروی دریایی آمریکا عنوان کرده است. سنتکام گفته است یک ناو هواپیمابر و یک ناوشکن آمریکایی هدف حملات متعدد قرار گرفتند، اما هیچ نیروی آمریکایی آسیب ندیده است.

در مقابل، سپاه پاسداران حمله به دو شناور آمریکایی را تأیید کرده و هشدار داده است که در صورت ادامه اقدامات آمریکا، پاسخ‌های شدیدتری در انتظار واشنگتن خواهد بود. خبرگزاری ایرنا نیز از حمله موشکی نیروی دریایی سپاه به تنگه هرمز در واکنش به حمله آمریکا به سه نفتکش ایرانی خبر داده است.

در واقع، برای نخستین بار در این دور از درگیری‌ها، کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها به یکی از اهداف اصلی جنگ تبدیل شده‌اند؛ تغییری که می‌تواند پیامدهای آن بسیار فراتر از ایران و آمریکا باشد.

سه نفتکش ایرانی؛ پاسخ آمریکا به حمله موشکی ایران

روایت آمریکا از اتفاقات دیروز روشن است. واشنگتن می‌گوید ایران ابتدا به دو شناور جنگی آمریکایی موشک بالستیک شلیک کرده و پس از آن، نیروهای آمریکایی سه نفتکش ایرانی را هدف قرار داده‌اند.

به گزارش آسوشیتدپرس، آمریکا دو نفتکش را «به‌طور دائمی از کار انداخته» و یک نفتکش دیگر را که بدون محموله بوده، منهدم کرده است. مقام‌های آمریکایی این نفتکش‌ها را بخشی از شبکه‌ای می‌دانند که درآمد آن به سپاه پاسداران و نیروهای همسو با ایران در منطقه می‌رسد.

رویترز نیز گزارش داده است که یکی از حملات در نزدیکی جزیره خارک رخ داده؛ موضوعی که اهمیت آن را دوچندان می‌کند، زیرا خارک مهم‌ترین پایانه صادرات نفت ایران است.

اینجا یک تغییر مهم در راهبرد آمریکا دیده می‌شود و آن این است که فشار از تحریم و حمله به زیرساخت‌های نظامی به سمت هدف گرفتن مستقیم ظرفیت حمل‌ونقل نفت ایران حرکت کرده است. این همان نقطه‌ای است که جنگ نظامی و جنگ اقتصادی به یکدیگر متصل می‌شوند.

هرمز دیگر مسیر عادی کشتیرانی نیست؟

در طرف مقابل، تهران تلاش دارد کنترل بر تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز را به ابزار اصلی فشار خود تبدیل کند. سپاه در روزهای اخیر درباره حرکت کشتی‌ها در این منطقه هشدار داده و اعلام کرده است شناورهایی که از نظر ایران مسیرهای غیرمجاز را طی کنند، ممکن است هدف قرار گیرند. رسانه‌های داخلی همچنین از توقف یا آسیب دیدن چند نفتکش در محدوده آبراه خبر داده‌اند.

رویترز نیز گزارش داده ایران فهرست کشتی‌هایی را که از نظر تهران مقررات عبور از هرمز را رعایت نمی‌کنند افزایش داده و آنها را در معرض جریمه، توقیف یا حتی مصادره قرار داده است؛ بنابراین مسئله دیگر فقط این نیست که «آیا هرمز بسته شده یا باز است؟» مسئله مهم‌تر این است که چه کسی تعیین می‌کند یک کشتی حق عبور از هرمز را دارد؟

ایران تلاش می‌کند برای عبور کشتی‌ها نوعی سازوکار کنترل ایجاد کند و آمریکا در مقابل می‌کوشد با حضور نظامی و اسکورت دریایی، این کنترل را از تهران پس بگیرد.

هرمز؛ جایی که جنگ ایران و آمریکا جهانی می‌شود

اهمیت تنگه هرمز در این است که یک درگیری محلی را به سرعت به یک بحران جهانی تبدیل می‌کند. آمارهای کشتیرانی نشان می‌دهد تردد در این آبراه نسبت به شرایط عادی به‌شدت کاهش یافته و حتی درباره میزان واقعی عبور نفت و کشتی‌ها از هرمز میان روایت دولت آمریکا و داده‌های ردیابی کشتی‌ها اختلاف وجود دارد. الجزیره با بررسی داده‌های کشتیرانی نیز نسبت به فاصله میان ادعای واشنگتن درباره حجم عبور کشتی‌ها و داده‌های واقعی هشدار داده است.

این کاهش تردد فقط یک مسئله امنیتی نیست؛ هر کشتی که از هرمز عبور نکند، می‌تواند به معنای افزایش هزینه حمل‌ونقل، بیمه، سوخت و در نهایت قیمت انرژی باشد.

به همین دلیل، جنگ در هرمز دیگر فقط جنگ ایران و آمریکا نیست؛ بازار نفت، شرکت‌های کشتیرانی، کشورهای عربی خلیج فارس و اقتصاد جهانی هم به‌صورت غیرمستقیم وارد این درگیری شده‌اند.

خارک؛ برگ برنده یا خط قرمز ایران؟

در میان تمام نقاط حساس جنگ، جزیره خارک اکنون اهمیت ویژه‌ای دارد. خارک مرکز اصلی صادرات نفت ایران است و هرگونه اختلال جدی در این پایانه می‌تواند مستقیماً درآمدهای نفتی تهران را کاهش دهد. به همین دلیل، تهدیدهای آمریکا علیه این جزیره برای تهران بسیار حساس‌تر از حمله به یک پایگاه نظامی معمولی است.

رویترز در گزارش اخیر خود نیز به اهمیت خارک در معادله جدید جنگ اشاره کرده است. در واقع، می‌توان معادله جدید را این‌گونه خلاصه کرد که هرمز برای ایران اهرم فشار بر تجارت جهانی است؛ خارک برای آمریکا و ایران نقطه فشار بر درآمد نفتی تهران. به همین دلیل، هرچه درگیری به این دو نقطه نزدیک‌تر شود، خطر تبدیل شدن جنگ به یک بحران انرژی جهانی بیشتر خواهد شد.

آیا مسیر دیپلماسی هنوز باز است؟

شاید مهم‌ترین سؤال اکنون که جنگ قیمت نفت و حملات ایران، کشورهای منطقه را تحت تاثیر قرار داده، این باشد که هنوز می‌توان به دیپلماسی برگشت؟ چند هفته قبل، تهران و واشنگتن درباره چارچوب‌هایی برای حل مسئله هرمز و پایان دادن به درگیری گفت‌وگو کرده بودند و حتی گزارش‌هایی درباره نزدیک شدن دو طرف به توافق منتشر شده بود. آسوشیتدپرس در اوایل اوت از نزدیک شدن ایران و عمان به توافقی درباره هرمز خبر داده بود.

اما اکنون شرایط کاملاً متفاوت است. رویترز گزارش داده است که پس از تشدید درگیری‌ها، مذاکرات عملاً متوقف شده و دولت آمریکا ادامه حملات به کشتیرانی را یکی از شروط خود برای پایان بحران می‌داند.

از سوی دیگر، مقام‌های ایرانی نیز از ادامه مقاومت و پاسخ به حملات آمریکا سخن می‌گویند. سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس حتی وضعیت موجود را «جنگ موجودیتی با آمریکا» توصیف کرده است؛ بنابراین فعلاً نشانه‌ای از یک توافق فوری دیده نمی‌شود؛ هرچند همین وضعیت پرهزینه ممکن است در نهایت هر دو طرف را دوباره به سمت مذاکره سوق دهد.

خطر اصلی؛ جنگی که نمی‌تواند برنده مشخص داشته باشد

مشکل اصلی این است که در جنگ دریایی، برخلاف یک نبرد محدود در یک پایگاه نظامی، امکان سرایت بحران بسیار بیشتر است.

اگر آمریکا به نفتکش‌های ایرانی حمله کند، تهران می‌تواند مسیرهای کشتیرانی مرتبط با آمریکا یا متحدانش را هدف قرار دهد. اگر ایران عبور کشتی‌ها را محدود کند، واشنگتن ممکن است حضور نظامی خود را افزایش دهد؛ و اگر یکی از حملات به یک کشتی حامل ده‌ها یا صدها غیرنظامی آسیب بزند، فشار سیاسی برای پاسخ شدیدتر نیز افزایش خواهد یافت.

از این منظر، هر دو طرف ممکن است تصور کنند حمله بعدی صرفاً یک اقدام محدود برای بازدارندگی است، اما همان حمله می‌تواند طرف مقابل را به واکنشی بزرگ‌تر وادار کند. این خطر اصلی وضعیت فعلی است.

در مجموع، تحولات اخیر و مشخصا دیروز، نشان داد که دور تازه درگیری ایران و آمریکا از مرحله تهدید و حملات پراکنده عبور کرده و وارد مرحله‌ای شده که کشتیرانی و انرژی بخشی از میدان مستقیم نبرد هستند. حمله آمریکا به سه نفتکش ایرانی و حمله موشکی ایران به شناورهای آمریکایی، خطر تبدیل هرمز به یک میدان جنگ دریایی تمام‌عیار را افزایش داده است.

در کوتاه‌مدت، مهم‌ترین شاخص برای سنجش مسیر جنگ، نه فقط تعداد حملات هوایی، بلکه رفت‌وآمد کشتی‌ها در هرمز، وضعیت خارک، قیمت نفت و احتمال حمله به نفتکش‌های کشورهای ثالث خواهد بود.

اگر این روند ادامه پیدا کند، مسئله دیگر فقط این نخواهد بود که ایران و آمریکا چه زمانی به توافق می‌رسند؛ سؤال بزرگ‌تر این خواهد بود که آیا دو طرف می‌توانند پیش از آنکه جنگ دریایی به بحران جهانی انرژی تبدیل شود، چرخه حمله و تلافی را متوقف کنند یا نه.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین مطالب

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

نیازمندی‌ها

بازرگانی