مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: «محسن رضایی، در تلاقی سیاست، اقتصاد و جنگ قرار گرفته و با همین پیشینه امیدوار است (به موفقیت در انتخابات ریاست جمهوری) اما او نه یک سیاستمدار تمامعیار است، نه یک جنگاور صِرف و نه یک اقتصاددان به معنی مصطلح آن.»
این جملات را ۱۹ اسفند ۱۳۹۱ و در تحلیل هفتگی دربارۀ کاندیداتوری سه بارۀ محسن رضایی در انتخابات ریاست جمهوری ( بعد از ۸۴ که انصراف داد و ۸۸ که ابتدا در زمرۀ معترضین بود و ادامه نداد) در هفتهنامۀ «امید جوان» و سه روز بعد از آن نوشتم که روزنامۀ «ملت ما» متعلق به او خبر داد: «آقا محسن» آمد.
در سال ۱۳۸۴ و قبل از انصراف از کاندیداتوری ویدیوی انتخاباتی او پخش شد که در آن کارگردان پرآوازۀ سینمای دفاع مقدس- زنده یاد رسول ملاقلیپور- از او پرسید: شما را چگونه خطاب کنم؟ سردار یا آقای دکتر یا حاجی یا برادر یا همان که امام میگفت: آقا محسن؟ و بی درنگ پاسخ داد: همان که امام میگفت.
همان آقا محسن، حالا دبیر شورای عالی امنیت ملی است بعد از آن که به عنوان نماینده رهبری در آن منصوب شد.
حکم دبیری او را البته رییس جمهوری امضا کرده ولی همه میدانند این انتصاب به هماهنگی با رهبری نیاز دارد. با این حال کسانی که نمیتوانند از رهبری انتقاد کنند از پزشکیان میپرسند چرا محسن رضایی؟ در حالی که با ۴ بار کاندیداتوری ناکام در انتخابات ریاست جمهوری شناختهشدهتر است تا سالها فرماندهی سپاه و دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام و البته بعضی سخنان که از دیگران کمتر شنیده میشد.
در حکم آیتالله سید مجتبی خامنهای و در خطاب آن البته نشانی از عنوان نظامی (سردار سرلشکر پاسدار) نیست و گویا بار دیگر باید جامۀ نظامی از تن به درکند.
در همان تحلیل نوشته بودم: کاندیدا شدنهای پیدرپی محسن رضایی یک پیام مثبت ویژه هم در بردارد. اگر کسی قصد فعالیت سیاسی دارد باید جامۀ نظامی از تن به در کند. (منبع قبلی، شماره ۸۱۳).
با این نگاه به جای یادآوری نامزد شدنهای ناکام و برخی اظهار نظرهای غیر متعارف و قبول معاونت اقتصادی در دولت ابراهیم رییسی در حالی که رقیب او در انتخابات ۱۴۰۰ هم بود و از ابتدا مشخص بود با آن دولت نمی تواند کار کند و نیز پیشینه اختلاف با هاشمی رفسنجانی در برخی موارد یا داستان فرزند فقید او (احمد) این نوشته به ۱۰ ویژگی این انتصاب یا انتخاب یا پذیرش میپردازد که کفۀ وجوه مثبت را از منفیهای احتمالی سنگینتر میکند:
۱. محسن رضایی به نسل اول انقلاب تعلق دارد و حس و حال آن دوران را تداعی میکند. در حالی که در میان کاربهدستان سطح اول شاید دیگر هیچ مقامی باقی نمانده باشد که حکم مستقیم از امام خمینی دریافت کرده باشد حضور او می تواند برای قدیمیترها که بر اصول اولیه اصرار دارند دلگرم کننده باشد. به زبان دیگر او فرماندهِ بسیاری از فرماندهان کنونی بوده است. از سوی دیگر حضور و مشاهدۀ محسن رضایی در صحنه می تواند یادآوری به امثال امیر حسین ثابتی باشد تا بدانند آرمانهای انقلاب ۵۷ چه بود.
هر چند خطر پیرسالاری تهدید کننده است ولو رضایی را در زمره پیران نتوان قرار داد ولی در مقابل، افکار کسانی که انقلاب را و جنگ را تجربه نکردهاند و از مجریگری و به سبب چند هیاهو و از استودیوی صدا وسیما و سکوی تشویق تیم ملی در قطر با بلیت رایگان و اهدایی به کرسی مجلس پرتاب شدند و با خودمدرسپنداری درصدد بنیصدرسازی از پزشکیان بودند نیز خطرناک است و حضور محسن رضایی برای کم کردن هیاهوی این جماعت مغتنم است.
۲. نشستن بر جایی که اولین هدف ترور اسراییل در صورت سرگرفتن جنگی دیگر است نمیتواند جاهطلبانه تفسیر شود و در اصطلاح عامیانه در این جایگاه حلوایی خیرات نمیشود و اگر شده بعد از شهادت دو دبیر قبلی - علی لاریجانی و علی شمخانی - بوده است. بر این اساس میتوان تصور کرد چه بسا دیگرانی نپذیرفتهاند یا ملاحظه وجود داشته است.
۳. هر چند شهرت او در افکار عمومی به سبب کاندیداتوری در ۴ انتخابات ریاست جمهوری است (با احتساب انصراف نهایی ۸۴) اما اگر او را به پاستور نرساند با جامعه بیشتر آشنا کرد و محور اصلی تبلیغات خود او هم اقتصادی بود و تصویر اسکناس هزار تومانی از یادها نرفته است. بنا بر این در جایگاه تازه نمیتواند آن دیدهها و شنیدهها و انتظارات را نادیده بگیرد.
حتی میتوان سه شکست محسن رضایی در سه انتخابات ۸۸ و ۹۲ و ۱۴۰۰ را مثبت دانست چرا که به تعبیر دکتر مهرآیین در توضیح درسگفتاری با عنوان "حکمت شفابخش شکست"، شکستها لزوما منفی نیستند. زیرا شکست میتواند موجب فروتنی انسان شود و آدمی هر چه فروتنتر به زمین و زندگی نزدیکتر.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگر به سیاستمداران فروتن نیاز دارد. به مردان و زنانی که شعار ندهند و به جای توهماتی از جنس برخی مجریان و شبه کارشناسان صدا و سیما و بعضی از امام جمعهها اهل عقلانیت باشند و او که بخت همکاری با هاشمی رفسنجانی را داشته حالا فرصت همکاری با یک سیاستمدار فروتن - پزشکیان- را یافته که در آسمان سیر نمیکند و چندان واقعیتها را یادآور میشود که روزنامهنگار صاحب سبک - فریدون صدیقی- گفته تنها روزنامهنگار فعلی اوست و جور روزنامهنگارانی را میکشد که نمیتوانند واقعیت را روایت کنند. جدای شکستهای انتخاباتی و تجربۀ فرجام جنگ هشتساله با آن همه شعار آرمان جویانه در اقتصاد مبتنی بر واقعیتها هم یاد گرفته منابع نامحدود نیست و همۀ اینها میتواند در جای جدید به کار او بیاید. افزایش سن را هم باید در نظر گرفت و کافی است گاهی به سند چشمانداز نگاهی بیندازد که خود در تدوین آن نقش داشت تا به یادآوَرَد قرار بود در ۱۴۰۴ کجا باشیم و اکنون کجاییم و دغدغه غالب تأمین کالابرگ است.
۴. از میان انواع شوراهای عالی که در رقابت و موازی مجلس به نام سیاستگذاری عملا قانونگذاری میکنند و در قانون اساسی یادی از آنها نیست شورای عالی امنیت ملی اصل مستقلی را در قانون اساسی به خود اختصاص داده و ترکیبی سیاسی، اقتصادی، نظامی، امنیتی و دیپلماتیک دارد چندان که منحصر به فرماندهان نظامی و امنیتی نیست و وزیر خارجه و رییس سازمان برنامه و بودجه و وزیر کشور هم عضو صاحب حق رأی آن هستند و این یعنی توجه به تعریف مدرن از امنیت ملی و همان که به ذهن تدوینکنندگان قانون اساسی در سال ۵۸ نرسید ولی شورای بازنگری با تجربۀ جنگ ۸ ساله و اتفاقات دهه اول لحاظ کرد.
دراین تعریف "امنیت ملی الزامات قدرت سیاسی و نظامی و اقتصادی و دیپلماتیک برای حفظ و بقای ارزشهای حیاتی جامعه و کشور است" که طبعا تنها در جنگ تجلی نمیکند و باز در این تعریف امنیت ملی ربط وثیقی با دولت ملی دارد و از منظر امنیت نه تنها نمیتوان الزامات سیاسی و اقتصادی را نفی کرد که خود گفتمان صلح را نیز.
۵. ایده اصلی محسن رضایی در انتخابات ۸۸ موضوع شاخص فلاکت بود که از مجموع نرخ تورم و نرخ بیکاری به دست میآید. شاخصی که ابداع آن برای آن بود تا به بهانه کاهش نرخ تورم شاهد افزایش نرخ بیکاری نباشیم یا کاهش نرخ بیکاری به بهای افزایش نرخ تورم رخ ندهد. با این حال سایه سنگین مناظره میر حسین و احمدینژاد مجالی برای طرح این ایده فراتر از اشارتی با تلفظ خاص حرف کاف ایجاد نکرد.
در آن انتخابات پرماجرا آقای رضایی هم در ابتدا مانند مهدی کروبی و میر حسین موسوی به نتایج اعلامی اعتراض داشت اما در ۴ تیر ۸۸ اعلام کرد وضعیت سیاسی و امنیتی و اجتماعی مهمتر از نتایج انتخابات است و از پیگیری شکایت انصراف داد و این خاطره را هم بعدتر نقل کرد: "در نماز جمعه پیرزنی ۷۰ ساله جلو آمد و گفت: خوب فرار کردی! اما من واقعا فرار نکردم. بلکه دیدم مسیر بینتیجه است و علاوه بر این ما باید خودمان را در یک کشور در حال پیشرفت ببینیم و نمیتوان ایدهآلیستی فکر و برخورد کرد."
جالب این که همان موقع حمید رسایی موضع تندی در قبال انصراف محسن رضایی اتخاذ کرد و گفت: "راست نمیگوید و اعتراضات او از اول هم صادقانه نبود و باید برای او اظهار تأسف کرد که با آبروی نظام و مردم بازی می کند چون آشوبها تمام شده و دیگر مشکلی نداریم و روغن ریخته را نذر امامزاده میکند" و این در حالی بود که بر خلاف ادعا و پیش بینی او اعتراضات تا دی ماه همان سال ادامه یافت.
در روزهای اخیر و بعد از ۱۷ سال از آن هم باز اولین واکنش منفی به انتصاب محسن رضایی در جایگاه دبیری را او ابراز کرد و در قالب در تذکر به نایب رییس مجلس گفت منصوب رییس جمهوری نمیتواند مجلس را تعطیل کند. حسب ظاهر برای بیان جایگاه مجلس اما به قصد تخفیف جایگاه حقوقی محسن رضایی در حالی که مجلس را پیش و بیش از جنگ و شورای عالی امنیت ملی نظارت استصوابی شورای نگهبان و شوراهای عالی موازی عملا تعطیل کرده بود. همین واکنش البته نشان میدهد آقای رضایی از جناح رادیکال و پایداری دور است و نگرانی برخی باید مرتفع شده باشد!
به پاسخ او به بانوی سالخورده بازگردیم با امید به استمرار حیات آن خانم در ۸۷ سالگی و این که وقتی ۱۷ سال قبل واقعگرایی را بر آرمان خواهی ترجیح میداده اکنون قاعدتا باید واقعگراتر هم شده باشد و "ایده آلیستی فکر و برخورد نکند."
۶. در همان سال ۸۸ و بعد از بیانیه هفدهم مهندس موسوی در نامهای به تاریخ ۱۱ دی ۱۳۸۸ به رهبری خواستار صدور پیامی از جانب ایشان شد برای وحدت و همدلی و گذشت. او لحن اجتماعی و اقتصادی میرحسین موسوی در بیانیه هفدهم و پررنگتر بودن آن به نسبت لحن سیاسی را پسندید اما دیگران نپسندند و در ادامه نتوانست نقش میانجی را ایفا کند.
۷. در اشاره به وقایع سال ۸۸ نقش او در حمایت از پیگیری یکی از مشاوران- عبدالحسین روح الامینی - در شکایت از سعید مرتضوی به خاطر پرونده کشتگان بازداشتگاه کهریزک هم فراموش ناشدنی است که به عزل و صدور حکم علیه مرتضوی انجامید. آقای روح الامینی در حال حاضر نماینده مجلس است. درست است که محسن رضایی نقش مستقیمی نداشت ولی شکایت علیه فردی با سوابق و خوش خدمتی های مرتضوی شاید بی حمایت محسن رضایی میسر نبود یا دست کم در بیرون چنین تصوری از روابط روح الامینی احساس میشد.
۸. رضایی همچنین سالها دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده در دورانی که هاشمی رفسنجانی رییس آن بوده و جنس سیاستمدار واقعی از آدم هاییی در اندازه های کوچک تر و با ادعاهای گزاف را می شناسد.
هر چند منصوب هاشمی و در حلقه یاران او در مجمع (چهرههایی چون ناطق نوری و حسن روحانی) به حساب نمیآمد و گاه منتقد جدی هم بود اما به هر حال سالیان طولانی کنار هاشمی نشسته و تعامل با سیاستمدار کهنهکار برای هر که میتواند به تجربه اندوزی کمک کند. دستکم همان سبک دبیری را حالا در شورایی دیگر که مشورتی هم نیست و نزدیک به نیمی از اعضای آن به دولت منتسباند میتواند ارتقا دهد.
۹. برای کسانی که نگران تقویت گفتمان سعید جلیلی شدهاند یادآوری مناظرههای انتخابات سال ۹۲ مفید است که در انتقاد از شیوههای مذاکراتی سعید جلیلی موضعی شبیه دکتر ولایتی و حسن روحانی داشت و هدف از دیپلماسی را ابلاغ ندانست و گفت باید به نتیجه میرسیدید و مشخصا از نشست بغداد یاد و از توافق نکردن در آن انتقاد کرد. وقتی خواستار استفاده از فرصتها بوده طبعا حالا نمیتواند در اردوگاهی باشد که جز به انتقام و خونخواهی بدون روش مشخص و بستن دایمی تنگه رضایت نمیدهند.
۱۰. نقش او در راه اندازی رسانههای الکترونیکی قابل انکار نیست و از این رو در دالانهای درون قدرت محدود نمانده و صدای مردم را از زبان فعالان رسانه شنیده و با آن بیگانه نیست.
با این اوصاف و هر چند در هیچ یک از سه انتخابات ۸۸ و ۹۲ و ۱۴۰۰ به او رأی نداده ام و گاه از برخی عبارات او انتقاد کردهام اما ویژگیهای ۱۰ گانه بالا بیم تقابل محسن رضایی با گفتمان صلح را در جایگاه جدید کم میکند.
مهمتر این که آقا محسنِ امام نسبتی ندارد با اندیشههای آنانی که پیش از انقلاب برای همراهی نکردن با نهضت توجیه میآوردند که خود امام زمان میآید و کارها را درست میکند ولی حالا برخیشان به تعبیر حسن روحانی اعتقاد دارند آن قدر باید جنگ را ادامه داد تا امام زمان ظهور کند و تنگه هرمز را هم حیثیتی کردهاند و به کمتر از انسداد همیشگی آن رضایت نمیدهند و هنری ندارند جز این که هر قضیه را آن قدر مشمول تطویل و تفصیل و تسویف ( به فردا افکندن) کنند تا منافع آن از دست برود!
همان اندیشه ای که نه با این صراحت ولی در قالب بیانیه هیأت رییسه مجلس خبرگان رهبری انعکاس داشت و در آن رییس جمهوری و دولت و شورای عالی امنیت ملی نادیده انگاشته شده و نظام در رهبری و خبرگان خلاصه و محدود توصیف شده بود.
در دو گانه "جنگ و صلح" و وقوف همه به جز اقلیت پرهیاهو به ضرورت خروج از "هم جنگ هم صلح" محسن رضایی در جایگاه دبیری شورای عالی امنیت ملی نمیخواهد و نمیتواند تنها عینک نظامی بر چهره داشته باشد و آن را باید بردارد و از منظر اقتصاد و سیاست و تابآوری اجتماعی اعضا را به توافق برساند.
و اما اشارتی به قصد تلطیف این گفتار: نام شناسنامهای او در ابتدا «سبزوار» بوده - سنتی رایج در میان لرهای کوچیده به خوزستان و سکنا گزیده در مسجد سلیمان- و نام برادر: «امیدوار» و اولی در فعالیتهای چریکی به نام محسن شناخته شد و امام هم او را آقا محسن خطاب یا نقل میکرد.
بادا که رسم او در جای جدید یادآورِ اسمِ برادر باشد: امیدوار و با این نگاه همچون سال ۸۸ به شاخص فلاکت بیندیشد و مراقب باشد در مصوبات شورا به سیاست و اقتصاد و تابآوری مردم هم توجه شود و این مهم البته با همراهی هرچه بیشتر دبیر با مسعود پزشکیان در مقام رییس جمهوری و رییس شورای عالی امنیت ملی فراچنگ خواهد آمد.