به گزارش برترینها، اخیراً نوید محمدزاده استوریهایی با لباسی منقش به طرح پرچم فلسطین منتشر کرده و برخی کاربران مدعی شدهاند این لباسها در «اتحادیه اروپا» و تحت عنوان برند HYPEPEACE تولید میشوند. طبق اعلام این برند، ۵۰ درصد از سود حاصل از فروش این لباس ۷۸ دلاری نیز قرار است به راهاندازی یک کارگاه چاپ در بیتلحم فلسطین اختصاص پیدا کند.
فارغ از این ماجرا، هر انسانی در انتخاب مواضع سیاسی خود آزاد است و قرار نیست با استبداد رأی، دیگران را از ابراز نظرشان محروم کنیم. سیاستهای وحشیانه اسرائیل و رویکردهای مداخلهجویانه این کشور نیز موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت و فلسطین، دستکم در بخش بزرگی از افکار عمومی جهان، در جایگاه طرف مظلوم این مناقشه قرار دارد. بنابراین موضعی که نوید محمدزاده در این زمینه گرفته، لزوماً موضعی بیراه نیست؛ هرچند میتوان آن را در ظرف زمان و مکان مورد بحث قرار داد.
مسئله اما از جایی عجیب میشود که بخشی از جامعه خیلی زود وارد بازیهای دوقطبی میشود. میشود منتقد دولت، سیاستهای اقتصادی یا حتی برخی مواضع سیاسی یک فرد بود و در عین حال با سیاستهای اسرائیل هم مخالف ماند. نقد نوید محمدزاده هم اگر قرار است شکل بگیرد، بهتر است متوجه مواضع و عملکرد او باشد، نه زندگی خصوصیاش. انگ زدن درباره اعتیاد، آن هم بدون سند، رفتاری غیراخلاقی و ناجوانمردانه است؛ همانطور که ملیت همسر او نیز اساساً نباید به ابزاری برای تخریب تبدیل شود. افغانستان، درست مانند تاجیکستان، بخشی از حوزه فرهنگی و زبانی فارسی است و فارسیزبان بودن، چیزی نیست که بتوان آن را دستمایه توهین قرار داد.

اگر قرار است از محمدزاده انتقاد کنیم، اتفاقاً سوژه کم نیست؛ میتوان درباره انتخاب لباسهایش، برخی رفتارهای رسانهایاش، آن ویدیوی مشهور «دارم میام اونجا ببینم چه خبره» یا حتی یکنواخت شدن بخشی از نقشهای اخیرش حرف زد. محمدزاده در دهه ۹۰ یکی از جوان اولهای سینمای ایران بود و حالا مسیر حرفهایاش شکل متفاوتی پیدا کرده. اینها همه میتوانند محل نقد و بحث باشند، اما نقد زمانی ارزشمند است که به جای زندگی خصوصی و شایعات، سراغ کارنامه و انتخابهای خود او برود.

روزگارِ خانمِ حِ و آقای میم
خواندن این یادداشت رسول اسدزاده(روزنامهنگار) هم خالی از لطف نیست: فرشته حسینی یک افغانِ بزرگ شده در ایران که ظاهرا به کانادا نقل مکان کرده، تصویری از رونمایی از یک برند لباس رونمایی کرده است. تصویری که ممکن است برایِ مخاطب غربی چیزی عادی باشد. یک زن خاورمیانهای اِلِمانی از جغرافیای محل تولدش را تبدیل به مثلا هنر کرده است. حسینی برقع مشبّک را که سالهاست جلوی چشم زن افغان را گرفته تا او جهان را از پشت این توریِ اجبار تماشا کند، روی کلّهاش کشیده و با نیش باز دارد برای بازدید کننده فیگور میگیرد. مخاطب غربی مخصوصا اگر چپ زده و جهان وطن باشد، از این چیزها خوشش میآید. یک اعتبار هم به این کار میبخشد و کالچر کالچر کنان از این کارها استقبال میکند. اما تماشای چنین تصویری برای ایرانیها و افغانها چنین نیست. مخصوصا دختران و زنان افغان که سالهاست شبیه کنیز و برده در کشورشان زندگی میکنند، دخترهای ترک تحصیل کرده، دخترهای نابالغ که به عقد هم سن پدربزرگشان در میآیند از دیدن به اصطلاح اِلمان فرهنگی و جغرافیایی روی کلّه یک سلبریتی هم وطن، به تنها چیزی که فکر نمیکنند هنر و زیبایی شناسی است...

این زن که در ایران تبدیل به آدمی شده که الان هست. هیچ وقت بازتاب دهنده آنچه که در ایران بر زنان میگذشت نبود. بازتاب دهنده اوضاع زنان موطن پدریاش هم نبود. نوید محمدزاده هم برای اینکه از قافلهی همسرش عقب نمانَد به تازگی لباسی با پرچم فلسطین پوشیده. گویی محمدزاده نیز مانند همسرش علاقه و انگیزهای برای حرف زدن از ایران و مردمش ندارد، در و تختهای که خیلی خوب با هم جور هستند و نتیجه ادا و اطوارشان واکنش مردم است.
بهنام نوشت: آقا فارغ از حرفهای اخیرش, نوید محمدزاده نه خوشگله نه بازیگر خوبیه نه صدای خوبی داره نه لحن خوبی داره نه حتی پولداره. خدایی چطوری تبدیل به سوپر استار سینمای این مملکت شد؟
لیدی بوگارت: این ویدئو تو پیج نوید محمدزاده گذاشته شده. نمیدونم واقعا خودشه؟ چرا اینجوری حرف میزنه؟ هوش مصنوعیه؟ واقعیه؟
پویان هم نوشت: نوید محمدزاده، بازیگر سینما دلیل حمایتش از فلسطین را پیروی از دو اسطوره زندگیاش، "مارادونا" و "کریستیانو رونالدو" عنوان کرد.
دادو: نوید محمدزاده میگه الگوم مارادونا و کریس رونالدو هستن اما بیشتر پیرو مکتب خاویر باردم هست.
و سالار: عاقبت همنشینی با فرشته حسینی همینه! نوید محمدزاده چشماش رو سرمه کشیده! یادتون نره نویدمحمدزاده سرود ای ایران رو نخوند.