«پیمان مکه» به ظاهر یک پیمان امنیتی ساده نیست بلکه شاید سرآغازی بر پایان «نظم خاورمیانه تحت رهبری آمریکا» است.

پایان سلطه ۵۰ساله آمریکا؛ چهره نظامی خاورمیانه در حال تغییر است!

استیون کوک، متخصص سیاست عرب و ترکیه همچنین سیاست ایالات متحده و خاورمیانه در مقاله‌ای برای اندیشکده شورای روابط خارجی به بررسی توافق مکه پرداخت. در فرازهایی از این مقاله آمده است:

به نقل از سازندگی، اهمیت این توافق دفاعی بین عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان درحالی بیشتر می‌شود که تنها ۴۸ ساعت پس از امضای آن، انصارالله به پالایشگاه نفت آرامکو در جازان عربستان حمله کرد. با وجود آنکه عربستان از اواسط ژوئیه هدف حملات انصارالله قرار داشته، این ‌بار از پاکستان و ترکیه درخواست کمک نکرد. این مسئله احتمالاً نشان می‌دهد که ریاض هنوز اطمینان ندارد، شرکای جدیدش در صورت وقوع جنگ واقعاً حاضر به ورود نظامی به درگیری باشند. اهمیت توافق مکه نه در توان نظامی پاکستان و ترکیه برای جایگزینی آمریکا

بلکه در نشانه‌ای است که از تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای به‌دست می‌دهد؛ تغییری که می‌تواند به کاهش نقش رهبری آمریکا در خاورمیانه منجر شود.
از دهه ۱۹۷۰ واشنگتن معماری امنیتی منطقه را بر پایه روابط نزدیک با کشورهایی مانند عربستان، ترکیه، مصر، اردن، امارات، قطر، بحرین و اسرائیل شکل داده بود. هدف اصلی این نظم، تضمین جریان آزاد انرژی، کمک به امنیت اسرائیل و جلوگیری از ظهور قدرتی بود که بتواند برتری آمریکا را به چالش بکشد. نقطه اوج این نظم را می‌توان در جنگ خلیج فارس و تشکیل ائتلاف آمریکا برای آزادسازی کویت در سال ۱۹۹۱ مشاهده کرد.

اما در دو دهه اخیر، این نظم به‌تدریج تضعیف شده است. جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ رویکرد متغیر آمریکا در قبال بهار عربی و سوریه، حمایت محدود از مداخله عربستان در یمن، واکنش محتاطانه ترامپ به حمله سال ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی عربستان و تحولات پس از جنگ غزه همگی اعتماد شرکای منطقه‌ای به واشنگتن را کاهش داده‌اند.

همزمان در آمریکا نیز بحث کاهش حضور در خاورمیانه شدت گرفت. افزایش تولید نفت و گاز داخلی و حرکت جهان به سوی انرژی‌های جایگزین، این تصور را ایجاد کرد که اهمیت منطقه برای واشنگتن کاهش یافته است. اما این دیدگاه، جهانی بودن بازار انرژی و دشواری گذار کامل به انرژی‌های پاک را نادیده می‌گرفت. عامل مهم دیگر، غیرقابل پیش‌بینی شدن سیاست خارجی آمریکا بود. خروج ترامپ از برجام پس از توافق اوباما با ایران، تغییرات مکرر در سیاست واشنگتن درباره دموکراسی و حقوق بشر سپس نیاز دولت بایدن به همکاری مصر و عربستان به متحدان منطقه‌ای نشان داد که سیاست آمریکا ممکن است با تغییر رئیس‌جمهور به‌سرعت دگرگون شود. ترامپ نیز با نوسان میان تهدید نظامی، استفاده از زور و مذاکره این بی‌اعتمادی را تشدید کرده است.توافق‌های ابراهیم در سال ۲۰۲۰ می‌توانست فرصتی برای بازسازی نظم آمریکایی باشد. عادی‌سازی روابط اسرائیل با امارات، بحرین و مراکش و شکل‌گیری چارچوب‌هایی مانند همکاری آمریکا، هند، اسرائیل و امارات و طرح کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا چشم‌انداز ایجاد یک نظم منطقه‌ای جدید را تقویت کرد. اما حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ اختلافات میان عربستان و امارات و جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران، این روند را متوقف و شکاف‌های منطقه‌ای را عمیق‌تر کرد. در چنین شرایطی، عربستان به‌دنبال تنوع‌بخشی به روابط امنیتی خود رفته است. توافق مکه به ریاض امکان می‌دهد، بخشی از امنیت خود را خارج از چارچوب سنتی آمریکا تعریف کند. برای پاکستان و ترکیه نیز این توافق فرصتی برای افزایش نفوذ در خلیج فارس و تقویت جایگاه خود در برابر رقبایی مانند هند و اسرائیل است. اردوغان نیز از ایده ایجاد نوعی «ناتوی مسلمانان» استقبال می‌کند. این تغییر حتی در پروژه‌های اقتصادی نیز دیده می‌شود. عربستان و ترکیه پیشنهاد تغییر مسیر کریدور هند-خاورمیانه-اروپا را مطرح کرده‌اند تا مسیر از عربستان، اردن، سوریه و ترکیه به اروپا برسد و اسرائیل را دور بزند.

نتیجه این تحولات می‌تواند، شکل‌گیری خاورمیانه‌ای با دو بلوک باشد: کشورهایی که همچنان به توافق‌های ابراهیم و چارچوب‌های مورد حمایت آمریکا متعهدند و کشورهایی که به سمت ترتیباتی مانند توافق مکه حرکت می‌کنند. توافق مکه را باید بیش از یک پیمان دفاعی، نمادی از تغییر ساختار قدرت منطقه دانست. اگر کشورهای خاورمیانه دیگر امنیت خود را صرفاً در وابستگی به واشنگتن تعریف نکنند، آمریکا مهم‌ترین عامل انسجام نظم منطقه‌ای پنج دهه گذشته را از دست خواهد داد. پس از پنج دهه دیگر نمی‌توان با اطمینان از «نظم خاورمیانه تحت رهبری آمریکا» سخن گفت.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین مطالب

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

نیازمندی‌ها

بازرگانی