رویداد۲۴ نوشت: توییت اخیر مجتبی زارعی، نماینده مجلس، بار دیگر پرده از نبرد جریانهای تندرو با دولت چهاردهم برداشت. توییتی که در آن از آنچه خود «طرح کودتایی علیه دولت مستقرِ مورد حمایت ولیفقیه» خوانده، سخن میگوید. زارعی، اما به جای توضیحات بیشتر و ذکر جزئیات طرح، تصویری از نوشتهای از حمید رسایی، نماینده مجلس و از چهرههای شناختهشده جریان شریان، و اشاره به «جریان ش» را به عنوان سرنخ ارائه کرده است.
زارعی در نوشته خود مدعی شده است که یک نماینده در جلسه غیرعلنی مجلس طرحی را علیه دولت مسعود پزشکیان مطرح کرده و با واکنش تند نمایندگان روبهرو شده است. او همچنین نوشته که محمدباقر قالیباف در همان جلسه اطلاعاتی را با نمایندگان در میان گذاشته که باعث شده بخش عمدهای از مجلس با ابعاد تازهای از ماجرا آشنا شوند. به روایت زارعی، این نماینده در جلسه با هو کردن و اعتراض شدید نمایندگان مواجه شده است.
با این حال، بخش مهم ماجرا همچنان در ابهام است. زارعی توضیح نداده که منظورش از «طرح کودتا» دقیقاً چه بوده و این طرح قرار بوده از چه مسیری دولت پزشکیان را تحت فشار قرار دهد. در متن منتشرشده نیز مشخص نیست که آیا سخن از یک اقدام پارلمانی مانند استیضاح و فشار سازمانیافته بر دولت بوده، یا طرحی سیاسی برای ایجاد بنبست در برابر دولت؛ یا اینکه زارعی تعمداً از واژه «کودتا» برای توصیف یک اقدام سیاسی استفاده کرده است.
همین ابهام، اهمیت ماجرا را بیشتر میکند. زیرا آنچه زارعی نوشته، اگرچه به تنهایی برای اثبات وجود یک «طرح کودتا» کافی نیست، اما در کنار مجموعهای از سوابق و رفتارهای پیشین جریان شریان و طیف سعید جلیلی، این گمانه را تقویت میکند که فشار بر دولت پزشکیان بخشی از یک راهبرد بزرگتر برای فرسوده کردن دولت و تغییر موازنه سیاسی است.
«شریان»؛ ائتلاف رادیکالیسم نوپدید
برای فهم دقیقتر این تحرکات، باید منشأ ساختاری و ایدئولوژیک جریان «شریان» را بشناسیم. «شبکه راهبردی یاران انقلاب اسلامی» یا همان شریان، در سال ۱۴۰۱ اعلام موجودیت کرد و از همان ابتدا نام مهرداد بذرپاش، وزیر راه دولت سیزدهم، در کنار این تشکل مطرح بود. در نخستین مجمع عمومی شریان نیز بذرپاش حضور داشت و همین مسئله باعث شد برخی رسانهها این تشکل را نزدیک به او بدانند؛ هرچند اعضای شریان بعداً ارتباط تشکیلاتی بذرپاش با این مجموعه را رد کردند.
در عین حال، نقش حمید رسایی در ساختار سیاسی و انتخاباتی شریان از همان ابتدا پررنگ بود. گزارشهای منتشرشده در زمان تأسیس این تشکل، رسایی را مسئول کمیته انتخابات شریان معرفی میکردند و او از چهرههای شاخص این جریان به شمار میرفت.
به همین دلیل، شریان را نمیتوان صرفاً یک تشکل معمول اصولگرا در کنار دیگر گروههای این جریان سیاسی دانست. این مجموعه در مقطعی شکل گرفت که بخشی از نیروهای جوانتر و رادیکالتر اصولگرا به دنبال ایجاد شبکهای مستقلتر برای فعالیت انتخاباتی و سیاسی بودند. حضور نیروهایی با سابقه نزدیکی به جبهه پایداری، در کنار چهرههایی که از بدنه دولت سیزدهم آمده بودند، به شریان هویتی متفاوت بخشید؛ هویتی که از یک سو با جریانهای رادیکال اصولگرا همپوشانی دارد و از سوی دیگر، به نیروهای اجرایی دولت سیزدهم نیز بیارتباط نیست.
امروز، اما این جریان بیشتر تحت هدایت و تریبونداری چهرههایی، چون حمید رسایی سوگیری میکند. شریان نقطهتقاطع انشعابهای رادیکالتر از «جبهه پایداری» و بقایای جریانهای تمامیتخواه اجرایی است.
بررسی رفتارهای این جریان تندرو نشان میدهد که آنها حتی از سنتیترین جناحهای رادیکال گوی سبقت را ربوده و با همپیمانی تاکتیکی با بدنه حامیان سعید جلیلی و چهرههای نوظهور مجلس نظیر امیرحسین ثابتی، کانون اصلی فشار بر دولت پزشکیان را تشکیل دادهاند.
تکنیک اصلی این اتاق عملیات رسانهای - سیاسی، استفاده از «استراتژی بحرانسازی مصنوعی» و «عملیات روانی پیشدستانه» است. نمونه برجسته این مدل رفتار سیاسی، اقدامات علی نادی از عناصر فعال این تشکل بود که شایعه کذب بازداشت و حصر حسن روحانی و محمدجواد ظریف را به راه انداخته و فضای سیاسی کشور را ملتهب کرد. دی ماه گذشته بود که نادی به همراه ابوالقاسم جراره، نماینده مجلس و عضو این جریان، در یک برنامه اینترنتی مدعی شدند اطلاعاتی درباره بازداشت یا تحت کنترل قرار گرفتن روحانی و ظریف دارند. این ادعا خیلی زود از سوی منابع نزدیک به حسن روحانی تکذیب شد و گزارشهای بعدی نیز بر نادرست بودن خبر تأکید کردند، اما این رفتار کارکرد خود یعنی ایجاد فضاسازی و انحراف افکار عمومی از مسائل کلان را داشت.
🔴 تا تموم نشده از خانومی بخر | پد زیر بغل تافته بسته ۲۰ عددی
سناریوی بیثباتسازی و رویای انتخابات زودهنگام
آنچه امروز در راهروها، صحن علنی و جلسات مجازی مجلس میگذرد، اختلافنظر متعارف پارلمانی بر سر کارشناسی لوایح یا نقد منصفانه اجرایی نیست، بلکه تحلیل محتوای مواضع این جریان، ما را به یک سناریوی تدریجی و سهمرحلهای میرساند.
این نقشه راه در مرحله نخست با هدف ناامیدسازی اجتماعی و ناکارآمدسازی دولت کلید میخورد؛ فرآیندی که از طریق وارد آوردن فشارهای بیوقفه به وزرا، ایجاد چالش در تعیین مدیران ارشد و مانعتراشی در مسیر گشایشهای بینالمللی، فلج کردن ساختار تصمیمگیری دولت را دنبال میکند.
در گام دوم، تمرکز بر انسداد سیاسی و القای ناکارآمدی ساختاری است تا با کشاندن پزشکیان و همکارانش در دولت به سمت بنبستهای اجرایی، فرضیه «ناتوانی دولت چهاردهم در اداره امور» به متن جامعه و ارکان حاکمیت تزریق شود.
در نهایت و در مرحله سوم، هدف لایههای عملیاتی این طیف، تحمیل استعفا یا شکننده کردن دولت است؛ وضعیتی که مدیریت کلان کشور را به سمتی سوق میدهد که در اجراییات یا مجبور به عقبنشینی کامل از برنامهها و وعدههای خود شده یا در نهایت ناچار به استعفا شوند. هدف غایی این اتاق فکر، تحقق رویای «انتخابات زودهنگام» و هموارسازی مسیر برای روی کار آمدن گزینهای کاملاً منطبق با جریان تندروست. سابقه رقابت شریان با قالیباف در مجلس، تحرکات این جریان را دیدنی تر هم کرده است.
مسئله فقط فشار به پزشکیان نیست
بیشتر بخوانید:
از حاشیهسازی و ادعاهای فراقانونی تا دادسرای ویژه روحانیت؛ چرا بازداشت خرازی مهم است؟
ماجرای خبر بازداشت روحانی و ظریف چه بود؟ | آقای نماینده اینترنت سفیدتر از سفید دارند؟
برای بخشی از نیروهای نزدیک به سعید جلیلی و جریانهای رادیکال اصولگرا، پیروزی پزشکیان در انتخابات ۱۴۰۳ به معنای تغییر موازنهای بود که در سالهای قبل شکل گرفته بود. از همین منظر، طبیعی است که هرچه دولت ضعیفتر، ناکارآمدتر و گرفتارتر نشان داده شود، امکان بازسازی همان موازنه سیاسی نیز بیشتر خواهد شد.
البته هیچ سند علنی و مستقیمی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن ادعا کرد شریان یا نیروهای نزدیک به جلیلی برنامه مشخصی برای برکناری یا استعفای پزشکیان و برگزاری انتخابات زودهنگام دارند. اما اگر فشارهای سیاسی، پارلمانی و رسانهای علیه دولت را بخشی از یک راهبرد منسجم بدانیم، یکی از نتایج مطلوب چنین راهبردی میتواند فرسوده کردن دولت تا نقطهای باشد که ادامه کار برای آن دشوار شود. طرح مدام شایعاتی با مضمون استعفای پزشکیان را نیز باید در همین راستا ارزیابی کرد. شایعاتی که آخرین بار به بازداشت شایعه کننده هم منجر شد. محمدباقر خرازی در یکی از فرازهای اظهارنظرهای عجیب خود در هفته های اخیر گفته بود رهبری به پزشکیان هشدار داده اگر بار دیگر تهدید به استعفا کند، استعفای او پذیرفته خواهد شد. ادعاهایی که به سرعت تکذیب شد و کار دست خرازی داد اما نشان داد برنامه استعفای رئیس جمهور، صرفا یک رویای «پای منبری» نیست.
🔴 تا تموم نشده از خانومی بخر | کرم ضدآفتاب رنگی سان سیف
در چنین سناریویی، انتخابات زودهنگام میتواند فرصتی برای بازتعریف آرایش قدرت باشد. جریانی که در انتخابات ۱۴۰۳ نتوانست به ریاستجمهوری برسد، ممکن است در صورت ایجاد یک انتخابات جدید، شانس خود را برای بازگشت به پاستور افزایش دهد.
از این زاویه، فشار بر پزشکیان فقط درباره عملکرد دولت امروز نیست؛ بحث بر سر این است که چه جریانی قرار است فردای دولت چهاردهم دست بالا را داشته باشد.
با این حال، فاصله میان «فشار سیاسی» و «سناریوی براندازی دولت از درون ساختار» بسیار زیاد است و بدون اسناد بیشتر نمیتوان این دو را یکی دانست. آنچه توییت زارعی اهمیت میدهد، نه اثبات این سناریو، بلکه این است که برای نخستین بار یک نماینده اصولگرا با ادبیاتی صریح از وجود چنین طرحی در درون مجلس سخن گفته و حتی مدعی شده که رئیس مجلس نیز در جریان ابعادی از آن قرار گرفته است.
قالیباف؛ میان دولت پزشکیان و رادیکالهای مجلس
اختلاف محمدباقر قالیباف با طیف حمید رسایی و جریانهایی مانند شریان، محصول دعوای امروز بر سر دولت پزشکیان نیست. این شکاف دستکم از آستانه انتخابات مجلس دوازدهم آشکار شده بود؛ زمانی که رسایی و نیروهای نزدیک به شریان، قالیباف را یکی از اصلیترین موانع خود برای تسلط بر مجلس میدیدند. رسایی در پاییز ۱۴۰۲ در ویدیویی با تعابیری مانند دیکتاتوری پارلمانی و کودتای پارلمانی به قالیباف حمله کرد و رقابت دو جریان در ماههای بعد، هم در بستن فهرستهای انتخاباتی و هم در نزاع بر سر ریاست مجلس ادامه یافت.
اما این منازعه در سال ۱۴۰۵ از رقابت بر سر کرسیهای مجلس فراتر رفت و به یکی از اصلیترین اختلافات در سیاست خارجی جمهوری اسلامی، یعنی مذاکره و توافق با آمریکا، کشیده شد. نیروهای نزدیک به جبهه پایداری، شریان و طیف سعید جلیلی با روند مذاکره و تفاهم با آمریکا مخالفت کردند. در روزهای اخیر طیف پایداری حملات خود را با کلیدواژه «سقوط علی الطاهر»، منطقه استراتژیک حزب الله در جنوب لبنان روانه قالیباف و توافق اسلام آباد کرده اند. این جریان در خیابان را مصادره کرده و شعار مرگ بر سازشکار و مرگ بر قالیباف، نفل محافل شبانه آنها به بهانه فرمان رهبری برای ترک نکردن خیابان است.
قالیباف هم البته بارها در ماه های اخیر به این جریان حمله کرده است. او در تیرماه خطاب به تندروهای مخالف مذاکره که «نه در دیپلماسی کمک کردند و نه در جنگ» گفت: «یک عده هیچ غلطی برای این انقلاب نکردند، فاز سوپر انقلابی برداشتهاند، هی از ما ایراد میگیرند و طلبکارند». او روز گذشته در یک درگیری لفظی با یکی از نمایندگان جبهه پایداری گفت: «نمیشود کشور را قفل کنیم و بگوییم همه از ما اجازه بگیرند».
حالا روایت زارعی این است که اطلاعاتی که قالیباف در جلسه غیرعلنی در اختیار نمایندگان گذاشته، باعث شده بخش قابل توجهی از مجلس در برابر طراح این طرح موضع بگیرد.
از این منظر، تقابل امروز قالیباف با بخشی از رادیکالهای مجلس صرفاً حمایت از دولت پزشکیان نیست. نزاعی قدیمی بر سر رهبری جریان اصولگرا، کنترل مجلس و حدود رادیکالیسم سیاسی است.
انزوای رادیکالیسم در مواجهه با عقلانیت سیاسی
مهمترین حاشیه افشاگری مجتبی زارعی، آشکار شدن مرزبندی جدید در داخل جریان اصولگرایی است. واکنش منفی صحن مجلس و پاتک نمایندگان به طراحان این کودتای سیاسی، نشان از یک واقعیت مهم داشته و عیان میکند که بدنه اصلی اصولگرایان و در رأس آن محمدباقر قالیباف، هزینههای سنگین بیثباتسازی کشور را در شرایط حساس منطقهای و اقتصادی درک کردهاند.
ایستادگی هیئترئیسه مجلس در برابر این طرح جنجالی که جزئیاتش را هم نمیدانیم، نه صرفاً دفاع از دولت چهاردهم، بلکه مواجهه با رفتارهایی است که مشروعیت و آرامش کل نظام سیاسی را نشانه رفتهاند. مواجهه تند نمایندگان و هو کردن طراحان این طرح در جلسه مجازی مجلس، اثبات کرد که رادیکالیسم، حتی در سریر قدرت پارلمانی خود نیز منزوی شده است.
آنچه مجتبی زارعی مطرح کرده، مجموعهای از کدها و اشارههاست؛ از «جریان ش» و حمید رسایی گرفته تا جلسه غیرعلنی مجلس و اطلاعاتی که به گفته او محمدباقر قالیباف در اختیار نمایندگان گذاشته است. هیچکدام از اینها به تنهایی توضیح نمیدهد که «طرح کودتا» دقیقاً چه بوده و طراحان آن چه اقدامی را دنبال میکردهاند.
اما همین ابهام یک پرسش سیاسی مهم را به وجود آورده است: آیا مخالفان رادیکال پزشکیان فقط میخواهند دولت را وادار به عقبنشینی کنند یا پروژهای بزرگتر برای تغییر موازنه سیاسی در جریان است؟
پاسخ این سؤال فعلاً روشن نیست. آنچه روشن است، افزایش فاصله میان دولت پزشکیان و بخشی از نیروهای تندروی اصولگراست؛ جریانی که از یک سو در مجلس و فضای رسانهای فشار بر دولت را افزایش داده و از سوی دیگر، در مواردی با انتشار ادعاهای جنجالی، فضای سیاسی را ملتهب کرده است.
اکنون توپ در زمین زارعی و البته حمید رسایی است: اگر واقعاً طرحی برای «کودتا علیه دولت» در مجلس مطرح شده، افکار عمومی حق دارد بداند این طرح چه بوده، چه کسی آن را ارائه کرده و هدف نهایی آن چه بوده است.
