اکنون و در درازنای بی‌پایان و بی‌سرانجام جنگ امریکا و اسراییل با ایران، چین پا به میدان پایمردی گذاشته است، بعد از آنکه کار میانجیگران دیگر به سرانجام نهایی نرسید.

چرا چین برای میانجیگری میان ایران و آمریکا پا پیش گذاشت؟

روزنامه اعتماد نوشت: پایمردی را در معنای مردانگی و شجاعت به ‌کار می‌برند، اما معنای درست آن میانجیگری و خواهشگری است؛ چنانکه دهخدا می‌گوید و از چهار مقاله نظامی‌سمرقندی مثال می‌آورد که «پس شاهنامه علی دیلم در هفت مجلد نبشت و فردوسی بودلف را برگرفت و روی بحضرت نهاد به‌ غزنین و به پایمردی خواجه بزرگ احمد حسن کاتب عرضه کرد و قبول افتاد.» اکنون و در درازنای بی‌پایان و بی‌سرانجام جنگ امریکا و اسراییل با ایران، چین پا به میدان پایمردی گذاشته است، بعد از آنکه کار میانجیگران دیگر به سرانجام نهایی نرسید.  رییس‌جمهور چین در نشست روز شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ بریکس در دهلی‌نو که رییس‌جمهور ایران مسعود پزشکیان نیز در آن حضور داشت، برای میانجیگری در این جنگ بی‌سرانجام به‌ نوعی اعلام آمادگی کرد. شی جین‌پینگ خواستار ایفای نقش بریکس در برقراری صلح در خاورمیانه شد و گفت: «چین آماده است با اعضای بریکس در این زمینه همکاری کند.» بریکس سازمانی بین‌دولتی تشکیل ‌یافته از ده اقتصاد نوظهور جهان است که از سال ۲۰۰۹ با کشورهای موسس یعنی چین، هند، روسیه، برزیل و آفریقای جنوبی شکل گرفت و بعدها با افزوده شدن مصر، اتیوپی، اندونزی، ایران و امارات به تکامل ژئوپلیتیک دست یافت.  شی جین‌پینگ اما در هر صورت می‌خواهد به عنوان رهبر چین برای پایان دادن به پیچیده‌ترین و استراتژیک‌ترین منازعه قرن بیست و یکم وارد میدان شود. پایان بخشیدن به این منازعه‌ای که به گفته آژانس بین‌المللی انرژی، شوک نفتی حاصل از آن با تمام چهار شوک نفتی تاریخ نفت جهان برابری می‌کند و حتی بزرگ‌تر است، به‌ یقین به وزنه‌ای بسیار سنگین‌تر از میانجیگران پیشین نیاز دارد. چین امروز بزرگ‌ترین وزنه موازنه اقتصاد جهان است. چین کارخانه سترگ دنیاست. کارخانه‌ای به این سترگی به نفت و انرژی، به صلح و ثبات در منطقه حیاتی خلیج‌فارس و تنگه هرمز نیازمند است. 

علاوه بر این، چین به عنوان یکی از پنج عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد، از پایه‌گذاران و پدیدآورندگان نظم سیاسی و حقوقی و بین‌المللی جهان در دنیای معاصر است. چین اکنون بر چندجانبه‌گرایی تاکید می‌کند و بر این باور است که جهان دیری است از رقابت‌های دوقطبی و یکه‌تازی تک‌قطبی رها شده و قطب‌های سیاسی و اقتصادی و تعیین‌کننده تازه‌ای در جهان سر برآورده‌اند. چین اصولا ماهیت جهان معاصر را ماهیتی چندقطبی و چندجانبه‌گرا می‌بیند و می‌داند.  ظهور چین به عنوان پایمرد و میانجیگر در بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین منازعه قرن در تنگه استراتژیک هرمز، میان ایران و امریکا، نقش یک قدرت نوظهور اقتصادی که اقتصاد و تجارت جهان را در حالت تعادل نگه ‌می‌دارد، به اثبات می‌رساند. افزون بر این، شاید برای نخستین‌بار در سطحی بین‌المللی، نقش استراتژیکی و ژئوپلیتیکی چین را در میدان‌های بزرگ و هراسناک بین‌المللی به ظهور برساند. 

چیزی که هست چین، خود، تعیین‌کننده و خط‌دهنده و موازنه‌بخشنده است. خطوطی را که چین در آینده حل این منازعه بزرگ ترسیم می‌کند، می‌تواند خطوط استراتژیکی آینده جهان در منطقه خلیج‌فارس و تنگه هرمز باشد. سعدی نیک‌اندیش می‌سراید: «یا مکن با فیل‌بانان مشورت یا بنا کن خانه‌ای درخورد فیل». یا نباید به پایمردی وزنه موازنه‌بخش سیاست و اقتصاد جهان تن داد یا باید او را به عنوان میانجیگر با اهتمامی خیراندیشانه وجود پذیرفت. بی‌گمان پس از تفاهمنامه اسلام‌آباد، شاید این واپسین فرصت منطقه و جهان باشد که نظمی تازه مبتنی بر چندجانبه‌گرایی را تجربه می‌کند و باز بی‌گمان ایران و چین در کانون این نظم نوین جهانی بر پایه چندجانبه‌گرایی قرار می‌گیرند. اینکه یک قدرت جهانی نمی‌باید و نمی‌تواند با تمنیات و خواست‌های خود بخواهد مردم دیگر نقاط جهان را در برابر جنگ، بمب و فشار اقتصادی قرار دهد، نظم، امنیت و اقتصاد جهان را آشفته سازد و در منجلابی گرفتار ‌آید که راه خروجی بر آن متصور نبیند، برای خروج از بن‌بست به میانجیگری بزرگ نیاز دارد. میانجیگری چین در چنین شرایطی، راهی جدید و نظمی تازه برای جهان می‌آفریند. ایران، تنگه هرمز، منطقه خلیج‌فارس، سیاست و اقتصاد جهانی همه با هم می‌توانند به رویکرد نوین در عرصه‌ بین‌المللی خوشامد بگویند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین مطالب

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

نیازمندی‌ها

بازرگانی