«نیو عرب» در مقالهای به بررسی پیشنهاد کمک اسرائیل به عربستان در خصوص جنگ با انصارالله یمن پرداخته که در ادامه آمده است.
اسرائیل نشان داده است که آماده است نقش نظامی بزرگتری علیه حوثیهای (انصارالله) یمن ایفا کند، هرچند بعید است عربستان سعودی کمک اسرائیل را بپذیرد، بهویژه در شرایطی که واشنگتن تمایلی به مداخله مستقیم ندارد.
به نقل از تابناک، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به کشورهای شبهجزیره عربستان پیشنهاد کمک داده است، بهعنوان بخشی از کمپین گستردهتر علیه حوثیها. این پیشنهاد بنا بر گزارشهای رسانههای اسرائیلی به نقل از منابع آمریکایی منتشر شده است.
این پیشنهاد در حالی مطرح میشود که عربستان سعودی به دنبال حمایت نظامی بیشتر علیه این گروه است، در حالی که واشنگتن از مداخله مستقیم خودداری کرده و در عوض اشتراک اطلاعات و کمک هدفگیری ارائه میدهد.
این تحول پس از پیشرویهای عمده حوثیها در امتداد سواحل دریای سرخ یمن رخ میدهد، از جمله تصرف پریم یا میون، جزیره مهم استراتژیک واقع در تنگه بابالمندب بین یمن و جیبوتی. گفته میشود نیروهای دولتی یمن طرفدار عربستان در دریای سرخ در برابر حملات حوثیها «فروپاشیدهاند».
دکتر آندریاس کریگ، کارشناس امنیت خاورمیانه در کینگز کالج لندن، به «نیو عرب» گفت که اکراه آمریکا فرصتی برای اسرائیل «از نظر نظامی محدود» ایجاد کرده است، اما هشدار داد که نباید این را آغاز یک همراستایی امنیتی جدید سعودی-اسرائیلی تفسیر کرد.
کریگ گفت: «ریاض نمیخواهد از وابستگی به واشنگتن به وابستگی به یک ساختار امنیتی اسرائیلی حرکت کند. سعودیها بهطور فزایندهای خود اسرائیل را یکی از بازیگرانی میدانند که بیثباتی منطقهای ایجاد میکنند. آنها ممکن است همگرایی تاکتیکی علیه ایران یا حوثیها را ببینند، اما این با اعتماد به اسرائیل برای دفاع از پادشاهی بسیار متفاوت است.»
منافع اسرائیل از ورود به جنگ یمن
اسرائیل منافع مستقیمی در جلوگیری از تثبیت موقعیت حوثیها در اطراف بابالمندب دارد. این تنگه، که در باریکترین نقطه خود کمی کمتر از ۳۰ کیلومتر عرض دارد، دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میکند و یکی از مهمترین گلوگاههای کشتیرانی جهان است.
برای اسرائیل، این همچنین دروازه دریایی است که بندر جنوبی ایلات را به اقیانوس هند متصل میکند. حملات حوثیها به کشتیرانی تجاری پس از آغاز جنگ اسرائیل در غزه، ترافیک دریای سرخ را به شدت مختل کرده بود، در حالی که اسرائیل بارها در پاسخ به حملات موشکی و پهپادی حوثیها به یمن حمله کرده است.
کریگ گفت اسرائیل میتواند بهطور بالقوه اطلاعات پیچیده، نظارت و شناسایی، جنگ الکترونیک، قابلیتهای سایبری و هدفگیری، و همچنین تجربه خود در حمله به زیرساختهای موشکی، پهپادی و فرماندهی حوثیها را ارائه دهد. اما به گفته او، مشکل اساسی سعودی کمبود قدرت آتش نظامی نیست.
کریگ گفت: «بنابراین مشکل سعودی در درجه اول نبود هواپیما یا بمب نیست. مشکل سیاسی و استراتژیک است. حملات هوایی میتوانند پرتابگرها، انبارها و مراکز فرماندهی را نابود کنند، اما نمیتوانند حوثیها را بهطور دائمی از بابالمندب حذف کنند یا بر قلمرو یمن حکومت کنند. عربستان سعودی این را در مداخله قبلی خود بهطور دردناکی کشف کرد.»
درس عربستان از جنگ با یمن
عربستان سعودی از سال ۲۰۱۵ رهبری یک مداخله نظامی علیه حوثیها را بر عهده داشت، اما سالها حملات هوایی و درگیری نتوانست حوثیها را شکست دهد، حوثیهایی که کنترل خود را بر بخش زیادی از شمال یمن تثبیت کردند و همزمان قابلیتهای موشکی و پهپادی فزایندهای توسعه دادند.
پیشرویهای مجدد حوثیها اکنون ریاض را با یک مشکل استراتژیک دشوار مواجه کرده است، زیرا ناامنی بر هر دو مسیر دریایی اصلی که صادرات انرژی خلیج فارس را به بازارهای بینالمللی متصل میکند، تأثیر میگذارد.
ایران کشتیرانی از طریق تنگه هرمز را تهدید میکند، در حالی که کنترل حوثیها در اطراف بابالمندب فشار بیشتری بر مسیر دریای سرخ وارد میکند. خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی، که برای دور زدن هرمز و انتقال نفت به سواحل دریای سرخ طراحی شده است، نیز پس از قرار گرفتن زیر حمله پهپادی، آسیبپذیری خود را نشان داده است.
با این حال، مداخله مستقیم اسرائیل میتواند بهطور بالقوه وضعیت عربستان سعودی را بدتر کند. کریگ گفت کمک آشکار اسرائیل میتواند ادعای حوثیها را تقویت کند که ریاض بهعنوان بخشی از یک ائتلاف اسرائیلی-آمریکایی میجنگد، و در عین حال هزینههای سیاسی داخلی و منطقهای را برای عربستان سعودی افزایش دهد.
همچنین میتواند زیرساختهای عربستان را به هدفی مشروعتر برای ایران و متحدان منطقهای آن تبدیل کند.
به گفته کریگ، برخی همکاریهای غیرمستقیم همچنان قابل تصور است، بهویژه اطلاعاتی که از کانالهای آمریکایی منتقل میشود، در حالی که نیروهای سعودی و اسرائیلی میتوانند بهطور جداگانه علیه همان تهدید عملیات کنند. اما او هشدار داد که عملیات موازی «نباید بهطور خودکار بهعنوان یک اتحاد یا حتی هماهنگی نزدیک تفسیر شود.»
ریاض به دنبال یک ساختار امنیتی متنوعتر است
در عوض، به نظر میرسد ریاض به دنبال یک ساختار امنیتی متنوعتر است، زیرا تردیدها درباره تمایل واشنگتن به تحمل هزینههای دفاع از شرکای خلیج فارس افزایش یافته است.
کریگ به پاکستان، ترکیه و مصر، در کنار شرکای دریایی اروپایی و همکاری بیشتر امنیتی خلیج فارس و عربی-اسلامی، بهعنوان اجزای محتملتر تلاش عربستان سعودی برای کاهش وابستگی به واشنگتن اشاره کرد.
او گفت: «درسی که ریاض به نظر میرسد در حال گرفتن آن است این نیست که اسرائیل باید جایگزین ایالات متحده شود. درس این است که عربستان سعودی به یک سیستم امنیتی بسیار متنوعتر نیاز دارد که در آن عاملیت بیشتری داشته باشد.»
بنابراین، تمایل اسرائیل به مداخله علیه حوثیها همگرایی منافع اسرائیل و سعودی را آشکار میکند، بهویژه در مورد امنیت دریای سرخ، بدون اینکه لزوماً دو طرف را از نظر استراتژیک به هم نزدیکتر کند.
کریگ گفت: «جایگزینی وابستگی آمریکایی با وابستگی اسرائیلی به معنای خودمختاری استراتژیک نخواهد بود. از دیدگاه سعودی، این بهسادگی یک آسیبپذیری را با آسیبپذیری دیگر، و بهطور بالقوه با یکی بسیار خطرناکتر از نظر سیاسی، مبادله میکند.»