به گزارش برترینها، در روزهای اخیر نام کامران و هومن، دو عضو سابق گروه بلککتس، دوباره در فضای مجازی مطرح شد؛ اتفاقی که در نگاه اول شاید فقط یک موج نوستالژیک ساده به نظر برسد، اما پشت این بازگشت، لایههای عمیقتری از رابطه نسل جدید با گذشته و مفهوم «هویت» وجود دارد. یکی از کاربران شبکههای اجتماعی در تحلیلی درباره این اتفاق به رشد توجهها نسبت به این دو خواننده اشاره کرده؛ از افزایش دنبالکنندگان صفحه اسپاتیفای آنها تا هزاران توییتی که در مدت کوتاهی دربارهشان منتشر شد. اما نکته جالبتر اینجاست که این موج تنها به کامران و هومن محدود نماند؛ نامهایی مانند سامی بیگی، ادی عطار، د بویز و حتی شهبال شبپره، بنیانگذار بلککتس، دوباره وارد گفتوگوهای فضای مجازی شدند.
اما چرا بخشی از نسل جدید ناگهان به سمت چهرههایی رفت که دوران اوجشان سالها قبل بوده است؟ شاید پاسخ را بتوان در یک مفهوم جستوجو کرد: بحران هویت در عصر تکرار.
نسل زد در جهانی بزرگ شده که همهچیز در آن سریع، قابل دسترس و شبیه به هم شده است. موسیقی، تصاویر، ترندها و حتی سبک زندگی، با سرعت زیادی تولید و فراموش میشوند. در چنین فضایی، پیدا کردن چیزی که «منحصربهفرد» به نظر برسد، سختتر از همیشه شده است. برای همین بخشی از این نسل به گذشته نگاه میکند؛ به چیزهایی که احساس میکند شخصیت و امضای مشخصی داشتهاند. هندزفریهای سیمی، واکمنها، عکسهای تار قدیمی، افکتهای نوستالژیک و حتی سبک لباسهای دهههای قبل، فقط اشیای قدیمی نیستند؛ برای بسیاری تبدیل شدهاند به نشانههایی از یک دوره که بهزعم آنها هویت بصری و فرهنگی مشخصتری داشته است.
کامران و هومن هم دقیقا چنین ویژگیای داشتند. آنها فقط با موسیقی شناخته نمیشدند؛ ظاهر، مدل مو، لباسها، نحوه اجرا و حتی اکسسوریهایی که استفاده میکردند، بخشی از برند شخصیشان بود. آنها یک تصویر مشخص از خود ساخته بودند؛ تصویری که مخاطب میتوانست آن را به یاد بیاورد و از دیگران تشخیص دهد.
شاید دلیل بازگشت دوباره چنین چهرههایی این باشد که نسل امروز در میان حجم عظیم محتوا، به دنبال چیزی میگردد که نشانهای از «خود بودن» داشته باشد. وقتی زمان حال برای بسیاری پر از تصاویر مشابه و تکراری است، گذشته تبدیل به آرشیوی از هویتهای گمشده میشود. به همین دلیل، بازگشت کامران و هومن فقط بازگشت یک گروه موسیقی نیست؛ نشانهای است از نسلی که در میان سرعت و شباهت، به دنبال چیزی میگردد که به آن بگوید: «این من هستم.»