اقتصاد۲۴ نوشت: خاورمیانه در یکی از حساسترین مقاطع جنگ هفت ماهه ایران و آمریکا قرار گرفته و دو مسیر متضاد، همزمان در جریان است؛ واشنگتن از یک سو حضور نظامی خود در منطقه را حفظ و تقویت میکند و گزینه ادامه عملیات را کنار نگذاشته و از سوی دیگر دونالد ترامپ از احتمال ازسرگیری مذاکرات با تهران در همین هفته سخن میگوید. تهران نیز پس از رد پیشنهاد هفت روزه خود برای بازگشایی تنگه هرمز، از آمادگی برای ادامه جنگ در کنار باز گذاشتن مسیر دیپلماسی خبر داده است. در این میان، اعزام ناو هواپیمابر «تئودور روزولت» به خاورمیانه و بنبست بر سر تنگه هرمز، بار دیگر احتمال تشدید درگیری را به یکی از مهمترین نگرانیهای منطقه تبدیل کرده است.
«روزولت» به خاورمیانه میآید
در تازهترین تحول نظامی، ناو هواپیمابر «تئودور روزولت» روز یکشنبه بندر سندیگو را ترک کرد تا به منطقه عملیاتی خاورمیانه اعزام شود. گزارشهای منتشرشده در آمریکا میگویند این استقرار قرار است بیش از هفت ماه ادامه داشته باشد و در چارچوب حضور نظامی آمریکا در منطقه و جنگ با ایران انجام میشود.
اهمیت این تحول در شرایطی بیشتر میشود که آمریکا همچنان در حال حفظ ظرفیت نظامی خود در اطراف ایران است و همزمان تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ به نتیجه نرسیده است.
در واقع، روزولت را باید بخشی از یک آرایش نظامی مستمر دانست؛ آرایشی که در کنار فشار اقتصادی و تحریمها، به واشنگتن امکان میدهد همزمان با مذاکره، گزینه نظامی را نیز روی میز نگه دارد.
ترامپ؛ هم مذاکره، هم تهدید به ادامه جنگ
در عرصه سیاسی، مواضع اخیر دونالد ترامپ نیز بر پیچیدگی شرایط افزوده است. رئیسجمهور آمریکا روز یکشنبه گفت انتظار دارد مذاکرات با ایران در همین هفته از سر گرفته شود. همزمان، او تأکید کرده که گزینه نظامی همچنان منتفی نیست. رویترز نیز گزارش داده است که ترامپ با وجود رد پیشنهاد اخیر ایران، از احتمال ادامه گفتوگوها در روزهای آینده سخن گفته است.
این موضع در شرایطی مطرح شده که ترامپ روز شنبه پیشنهاد تهران برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز را رد کرد. ایران پیشنهاد داده بود در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا، رفع محاصره دریایی و برخی تحریمهای اقتصادی، روند بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت به مذاکرات هستهای را ظرف هفت روز آغاز کند. ترامپ این پیشنهاد را نپذیرفت و آن را برای واشنگتن کافی ندانست.
بنابراین، موضع فعلی واشنگتن را نمیتوان صرفاً «انتخاب جنگ» یا «انتخاب مذاکره» توصیف کرد. آنچه در اظهارات اخیر ترامپ دیده میشود، حفظ همزمان اهرم نظامی و اقتصادی در کنار ادامه امکان مذاکره است؛ رویکردی که باعث شده آینده جنگ همچنان نامطمئن بماند.
تهران؛ آمادگی برای جنگ، باز گذاشتن در دیپلماسی
در تهران نیز پیامها دوگانه، اما روشن است. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، اعلام کرده که تهران همچنان از مسیر دیپلماسی خارج نشده، اما برای ادامه جنگ نیز آماده است. عراقچی همچنین گفته ایران هنوز پاسخ رسمی آمریکا به پیشنهاد خود را از طریق میانجیها دریافت نکرده است.
این موضع با سخنان مسعود پزشکیان نیز همخوانی دارد. رئیسجمهور ایران در گفتوگوهای اخیر ضمن تأکید بر بیاعتمادی تهران به واشنگتن، گفته است ارتباطات غیرمستقیم همچنان از طریق میانجیها ادامه دارد. پزشکیان همچنین تأکید کرده که حل بحران از مسیر مذاکره امکانپذیر است و بازگشایی مسیر دریایی نیز میتواند در چارچوب توافق برای پایان جنگ انجام شود.
به این ترتیب، اگرچه سطح بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن افزایش یافته، کانالهای ارتباطی به طور کامل قطع نشده است. همین موضوع یکی از مهمترین تفاوتهای وضعیت فعلی با مقاطع اوج تنش پیش از آغاز جنگ در اسفند سال گذشته است.
گره اصلی جنگ کجاست؟
در شرایط فعلی، تنگه هرمز دیگر صرفاً یک موضوع جانبی در مناقشه ایران و آمریکا نیست؛ این آبراه به یکی از اصلیترین گرههای جنگ و مذاکرات تبدیل شده است.
ایران پیشنهاد کرده بود در صورت تغییر شرایط نظامی و اقتصادی، روند بازگشایی تنگه را آغاز کند. این پیشنهاد در حالی مطرح شد که بخش مهمی از صادرات انرژی منطقه همچنان تحت تأثیر کاهش شدید تردد دریایی قرار دارد.
اهمیت موضوع فقط به ایران و آمریکا محدود نیست. تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است و اختلال در آن مستقیماً بازار نفت را تحت تأثیر قرار میدهد. پس از رد پیشنهاد تهران از سوی ترامپ، قیمت نفت برنت در معاملات روز دوشنبه بیش از سه درصد افزایش یافت و برای مدتی به محدوده ۱۰۸ دلار در هر بشکه نزدیک شد.
رویترز نیز گزارش داده است که قیمت نفت روز دوشنبه حدود دو درصد افزایش یافت؛ اتفاقی که نشان میدهد بازارهای جهانی همچنان هر تحول در مذاکرات ایران و آمریکا و وضعیت هرمز را با حساسیت دنبال میکنند.
از همین رو، هرمز اکنون محل تلاقی سه پرونده یعنی جنگ، مذاکره هستهای و فشار اقتصادی است. هر توافقی که بتواند این سه موضوع را همزمان مدیریت کند، میتواند مسیر بحران را تغییر دهد؛ در مقابل، شکست مذاکرات میتواند همین نقطه را به یکی از اصلیترین محرکهای تشدید درگیری تبدیل کند.
واشنگتن بین فشار نظامی و مذاکره
تحولات اخیر نشان میدهد سیاست آمریکا در قبال ایران در نقطهای پیچیده قرار گرفته است. از یک سو، واشنگتن حضور نظامی خود را حفظ میکند و اعزام روزولت نیز بخشی از همین آرایش است. از سوی دیگر، ترامپ از احتمال ازسرگیری مذاکرات در همین هفته سخن گفته است.
در نیویورک نیز پیش از رد پیشنهاد ایران، مذاکرات غیرمستقیم درباره یک مسیر مرحلهای برای پایان جنگ در جریان بود. بر اساس گزارش رویترز، یکی از محورهای این مذاکرات بازگشایی تدریجی تنگه هرمز در مقابل کاهش فشار اقتصادی و نظامی آمریکا بوده است.
اختلاف اصلی، اما همچنان بر سر شرایط پایان جنگ باقی مانده است. تهران میخواهد رفع فشار نظامی و اقتصادی بخشی از روند بازگشت به مذاکره باشد؛ واشنگتن در مقابل، به دنبال توافقی گستردهتر و امتیازهای بیشتری از ایران است.
از این منظر، اعزام روزولت و ادامه فشار نظامی را باید در کنار تلاشهای دیپلماتیک دید، نه در مقابل آن. آمریکا با حفظ ظرفیت نظامی خود، اهرم فشار را از دست نمیدهد؛ در حالی که ادامه گفتوگوها نشان میدهد هنوز راه رسیدن به یک توافق کاملاً بسته نشده است.
جنگ احتمالی چه ابعادی دارد و کدام اهداف را در بر میگیرد؟
گمان میرود که در صورت ازسرگیری یا تشدید عملیات، زیرساختهای نظامی، سامانههای موشکی و پدافندی و تأسیسات مرتبط با برنامه هستهای ایران از جمله اهداف آمریکا باشند، به ویژه مراکزی مثل کوه کلنگ که ترامپ علاقه ویژهای به آن دارد.
خطر مهمتر، اما میتواند فراتر از میدان نظامی گسترش پیدا کند. ادامه اختلال در مسیرهای دریایی، تأسیسات انرژی و زیرساختهای مرتبط با صادرات نفت و گاز، پیامدهایی خواهد داشت که محدود به ایران و آمریکا نمیماند. جهش قیمت نفت پس از رد پیشنهاد تهران نمونهای از همین حساسیت است.
در طرف مقابل، مقامهای ایرانی نیز درباره پاسخ به هرگونه حمله جدید هشدار دادهاند. در چنین شرایطی، یک حمله محدود میتواند با پاسخ متقابل همراه شود و در صورت گسترش دامنه اهداف، پای دیگر بازیگران منطقهای نیز بیش از گذشته به درگیری باز شود.
همین مسئله باعث شده وضعیت هرمز، بنادر، تأسیسات انرژی و مسیرهای کشتیرانی اهمیت بیشتری پیدا کند. در واقع، خطر اصلی فقط بازگشت حملات هوایی نیست؛ بلکه احتمال تبدیل جنگ ایران و آمریکا به بحرانی گستردهتر با آثار مستقیم بر امنیت انرژی و اقتصاد منطقه و جهان است.
چند روز تعیینکننده در پیش است
در حال حاضر، چند واقعیت همزمان وجود دارد؛ آمریکا در حال حفظ و تقویت ظرفیت نظامی خود در منطقه است؛ ترامپ گزینه ادامه عملیات را کنار نگذاشته، اما از احتمال ازسرگیری مذاکرات در همین هفته سخن میگوید؛ و ایران نیز در کنار اعلام آمادگی برای ادامه جنگ، پیشنهاد مشخصی برای پایان درگیری و بازگشایی تنگه هرمز ارائه کرده است.
به همین دلیل، مهمترین تحول روزهای آینده نه صرفاً حرکت یک ناو یا یک اظهارنظر تند، بلکه سرنوشت کانالهای مذاکره و واکنش دو طرف به پیشنهادهای متقابل خواهد بود. اگر میانجیهای منطقهای بتوانند شکاف موجود بر سر هرمز، تحریمها و پرونده هستهای را کاهش دهند، امکان حرکت به سمت آتشبس و توافق وجود خواهد داشت. در مقابل، شکست مذاکرات در شرایطی که آرایش نظامی آمریکا همچنان تقویت میشود و تهران نیز از آمادگی برای ادامه جنگ سخن میگوید، میتواند خطر تشدید دوباره درگیری را افزایش دهد.
فعلاً تصویر روشن از بحران این است که جنگ پایان نیافته، گزینه نظامی همچنان روی میز است، اما مسیر دیپلماسی نیز کاملاً بسته نشده است. اعزام «تئودور روزولت» نشاندهنده آمادگی نظامی واشنگتن برای ادامه حضور در منطقه است؛ در مقابل، پیشنهاد تهران درباره هرمز و اعلام آمادگی ترامپ برای گفتوگو نشان میدهد هنوز یک مسیر سیاسی برای خروج از این بحران وجود دارد. آنچه سرنوشت این مسیر را تعیین خواهد کرد، نحوه برخورد دو طرف با همین پیشنهادهای متقابل در روزهای آینده است.