روزنامه آرمان ملی نوشت: پرونده هستهای ایران همواره یکی از مهمترین محورهای اختلاف میان تهران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی بوده است. در حالی که ایران بارها بر پایبندی خود به تعهدات و وظایفش تأکید کرده، آژانس تحت فشار آمریکا و گاهی کشورهای اروپایی، بهجای همکاری و تعامل با تهران، با طرح بهانههای واهی در مسیر فعالیتهای ایران مانعتراشی کرده است.
این روند باعث شده ایران نیز در نحوه مواجهه با آژانس، مانند گذشته عمل نکند و بهتدریج از میزان تعهدات خود بکاهد. نمونه بارز این رویکرد را میتوان در توافق برجام مشاهده کرد؛ جایی که پس از خروج غیرقانونی آمریکا از این توافق، ایران نیز بهتدریج از اجرای تعهدات برجامی خود عقب نشست.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که کشورهای غربی در قبال ایران موضعی ثابت ندارند و نمیتوان به آنها اعتماد کرد. برای مثال، آمریکا در دو مقطع، همزمان با جریان داشتن مذاکرات میان طرفین، برخلاف قواعد شناختهشده بینالمللی به حملات نظامی دست زد تا نشان دهد که نگاه این کشور به مذاکره، صرفاً میتواند ابزاری برای اتلاف وقت و خرید زمان باشد.
جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه نیز گواهی بر این مدعاست که آمریکا چگونه از مسیر مذاکره به جنگ رسیده است.
در داخل ایران نیز درباره نحوه مواجهه با پرونده هستهای دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. دولت و برخی ارکان حاکمیت معتقدند مذاکره با آمریکا بر اساس شروط هفتگانه ایران امکانپذیر است؛ در مقابل، برخی جریانهای سیاسی هرگونه مذاکره را رد میکنند و همهچیز را در تقابل، رویارویی و جنگ میبینند و صرفاً برای جنگ آماده میشوند. با این حال، مشخص نیست این جریانها از آغاز دوباره جنگ چه منفعتی میبرند.
با وجود این اختلافنظرها، آنچه روشن است، حرکت همزمان دو بال قدرت، یعنی میدان و منطق دیپلماسی، در کشور است. متناسب با شرایط و موقعیت و بر اساس صلاحدید مسئولان ارشد و عالی نظام و مصوبات شورای عالی امنیت ملی، درباره استفاده از مسیر دیپلماسی یا بهکارگیری قدرت میدان برای مواجهه با دشمن تصمیمگیری میشود.
ایران هوشیارانه تلاش کرده است بهانهای به دست دشمن ندهد تا فشارها را افزایش دهد یا اجماع بینالمللی علیه کشور ایجاد کند. همین مسئله نیز موجب شده طرف مقابل نتواند افکار عمومی جهان را برای جنگ علیه ایران قانع کند.
در همین شرایط، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اخیراً ابراز امیدواری کرده است تلاش کشورهای منطقه، از جمله پاکستان، قطر، عمان و مصر، برای میانجیگری میان ایران و آمریکا به پیشرفت منجر شود. با این حال، گروسی همچنان درباره حمله به تأسیسات هستهای سکوت کرده است؛ سکوتی که این پرسش را مطرح میکند چرا آژانس در برابر این حملات واکنش نشان نداده و آمریکا را محکوم نمیکند.
خروج از NPT؛ تندروها به دنبال بستن درهای مذاکره
در تهران، تندروها به دنبال راههایی برای بستن تمام مسیرهای مذاکره و سوق دادن کشور به سمت منازعه و جنگ هستند و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند. چندی پیش، حاجی دلیگانی، نماینده شاهینشهر، از آمادهسازی طرح سهفوریتی برای خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) خبر داده بود. در همین راستا، جبهه پایداری نیز با انتشار بیانیهای خواستار خروج ایران از این پیمان شده است.
در این بیانیه آمده است: «تجربه سالیان اخیر و بهویژه دو جنگ تحمیلی اخیر ثابت کرده ساختارهای بینالمللی مبتنی بر این پیمان، دچار بیخاصیتی کامل و موجب تبعیض ساختاری و ناکارآمدی در تأمین حداقلهای حقوق قانونی ملت شریف ایران شدهاند. کمترین حق ملت ایران از عضویت در این معاهده این بود که از فعالیت صلحآمیز هستهای در سایتهایی که وضعیت آنها برای آژانس روشن بود، حمایت شود و در قبال بمباران آنها واکنشی از سوی آژانس در پی داشته باشد، اما آژانس به سکوت هم قانع نشد و عملاً نقش کاتالیزور را برای حملات علیه ایران بازی کرد و هماکنون نیز در حال تداوم همین نقش است».
جبهه پایداری در بخش دیگری از بیانیه خود درباره ادامه عضویت ایران در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای اعلام کرده است که تجربه سالها همکاری جمهوری اسلامی ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی نشان میدهد این پیمان در بزنگاههای حساس، نهتنها از حقوق و امنیت ملت ایران صیانت نکرده، بلکه به ابزاری برای افزایش فشار علیه کشور تبدیل شده است.
این جریان سیاسی درباره پیامدهای خروج ایران از NPT نیز مدعی شده است که اگرچه این تصمیم ممکن است با فشارهای سیاسی و تحریمهای تازه غرب همراه شود، اما منافعی مانند پایان نظارتهای یکطرفه، جلوگیری از جاسوسی و بهانهتراشی برای تجاوز، تقویت بازدارندگی، حفاظت از تأسیسات و دانشمندان هستهای و استقلال در بهرهبرداری از انرژی هستهای، بیش از هزینههای احتمالی آن خواهد بود.
جبهه پایداری همچنین از نمایندگان مجلس و اعضای شورای عالی امنیت ملی خواسته است روند قانونی و اجرایی خروج کامل ایران از NPT و توقف همکاریهای فراپیمانی را در سریعترین زمان ممکن آغاز کنند و دکترین دفاعی و نظامی کشور را بازآرایی کنند.
خروج از NPT؛ تصمیمی که ممکن است به سود آمریکا تمام شود؟
مدتهاست تندروها خواستار خروج ایران از NPT هستند؛ مطالبهای که حتی پیش از جنگ اخیر نیز مطرح میشد، بدون آنکه بهروشنی توضیح داده شود چنین تصمیمی چگونه میتواند مشکلات بیشتری را به کشور تحمیل کند.
نکته مبهم اینجاست که تندروها تنها یک سوی ماجرا را برجسته میکنند. آنها معتقدند خروج از NPT میتواند از جاسوسی جلوگیری کند، بهانه تجاوز به ایران را از دست طرف مقابل بگیرد و قدرت بازدارندگی کشور را افزایش دهد؛ اما درباره سوی دیگر ماجرا و پیامدهایی که ممکن است در انتظار ایران باشد، توضیح روشنی ارائه نمیکنند.
جبهه پایداری باید شفاف توضیح دهد که پیش از مسدود شدن حفرهها و مسیرهای نفوذ، موضوعی که وزیر امور خارجه نیز چندی پیش در گفتوگویی به آن اشاره کرده بود، خروج از NPT چگونه میتواند چنین نتایجی به دنبال داشته باشد. همچنین باید مشخص شود آیا این تصمیم، دست آمریکا و دونالد ترامپ را برای افزایش فشارها علیه ایران بازتر نخواهد کرد؟
واقعیت این است که خروج ایران از این پیمان ممکن است به آمریکا امکان دهد افکار عمومی جهان را آسانتر با روایت خود همراه کند. یکی از مشکلات همیشگی آمریکا در مواجهه با ایران این بوده است که عضویت تهران در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، ایجاد اجماع جهانی و قانع کردن جامعه بینالمللی برای حمله به ایران را دشوار کرده است. آمریکا حتی پس از حملات نظامی اخیر نیز با فشارهای داخلی و خارجی مواجه بوده است.
از این رو، تندروها باید از کلیگویی دست بردارند و دیدگاه خود را بهصورت شفاف برای افکار عمومی ایران توضیح دهند. هزینهها و منافع خروج از NPT چیست و چه تضمینی وجود دارد که پس از این تصمیم، ایران با تحریمهای بیشتر، حملات گستردهتر یا اجماع جهانی علیه خود مواجه نشود؟
این پرسشها و موارد مشابه، مسائلی جدی هستند که نمیتوان با سخنان کلی و مبهم به آنها پاسخ داد.
هزینههای خروج از NPT؛ از تحریمهای تازه تا احتمال تغییر موضع چین و روسیه
اگر با نگاهی کارشناسی و دوراندیشانه به شرایط کنونی نگاه کنیم، درمییابیم که خروج از NPT میتواند یکی از پرهزینهترین اقداماتی باشد که در شرایط فعلی انجام میشود؛ زیرا ایران از جهات مختلف تحت فشار قرار دارد و خروج از این پیمان ممکن است دامنه فشارها را بر کشور تنگتر کند.
ماده ۱۰ پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، حق خروج از این معاهده را به رسمیت میشناسد، اما تضمینی نمیدهد که کشور خارجشونده از پیامدهای سیاسی، اقتصادی و حتی اقدامات سخت مصون بماند. بنابراین، ضروری است هزینههای سنگین احتمالی این تصمیم بهدقت بررسی شود و تصمیمگیری بر اساس ارزیابی همه ابعاد آن صورت گیرد.
نمیتوان انکار کرد که طی دو دهه گذشته، یکی از موانع اصلی شکلگیری اجماع جهانی علیه تهران، اختلافنظر قدرتهای بزرگ درباره پرونده هستهای ایران بوده است. چین و روسیه نیز با تکیه بر حق ایران برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و عضویت کشور در NPT، از مواضع تهران حمایت کردهاند.
خروج ایران از این پیمان میتواند این توازن را برهم بزند و زمینه را برای تصویب قطعنامههای جدید در شورای امنیت فراهم کند. حتی این احتمال وجود دارد که چین و روسیه نیز در چنین شرایطی به صف مخالفان ایران بپیوندند.