ترامپ مدعی شده حمله به تأسیسات زیرزمینی «کوه کلنگ» کمتر از یک ساعت زمان می‌برد؛ ادعایی که در مقابل ارزیابی کارشناسان، این مجموعه را به یکی از دشوارترین اهداف نظامی آمریکا تبدیل می‌کند.

آماده‌باش نظامی آمریکا برای حمله به کوه کلنگ؛ نابودی طی یک ساعت بعید است!

رویداد24 نوشت: دونالد ترامپ می‌گوید برای حمله به کوه کلنگ فقط یک ساعت زمان لازم دارد؛ اما مسئله‌ای که رئیس‌جمهور آمریکا در یک جمله ساده از کنار آن می‌گذرد، یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های نظامی و هسته‌ای پیش روی واشنگتن است. کوه کلنگ نه یک ساختمان معمولی است و نه تأسیساتی که بتوان با چند حمله هوایی درباره نابودی آن اطمینان حاصل کرد. این مجموعه در دل کوه و پشت شبکه‌ای از تونل‌های مستحکم ساخته شده و حتی کارشناسان آمریکایی نیز درباره امکان نابودی کامل آن تردید دارند. با این حال، تحولات نظامی روزهای اخیر و گزارش‌ها درباره آماده‌باش نیروهای آمریکا نشان می‌دهد تهدید ترامپ را نمی‌توان صرفاً یک بلوف تبلیغاتی دانست.

رئیس جمهور آمریکا در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز، بار دیگر از احتمال حمله به کوه کلنگ سخن گفت و مدعی شد آمریکا ممکن است ناچار شود این مجموعه را هدف قرار دهد و چنین عملیاتی «مسئله بزرگی نیست» و می‌تواند در یک ساعت انجام شود. ترامپ البته هم‌زمان گفت ترجیح می‌دهد با ایران به توافق برسد و از کشته شدن انسان‌ها جلوگیری کند.

اما این تهدید در خلأ مطرح نشده است. دیروز هم رویترز به نقل از چهار مقام اروپایی گزارش داد آمریکا نیروها و تجهیزات کافی برای حمله به ایران در کوتاه‌مدت را در منطقه مستقر کرده است. به گفته دو نفر از این مقام‌ها، تأسیسات هسته‌ای، از جمله مراکز تحقیق و توسعه، می‌توانند هدف حمله احتمالی باشند و کوه کلنگ نیز در میان اهداف مطرح قرار دارد. نکته قابل توجه آن است که همین منابع تأکید کرده‌اند اقدام نظامی احتمالاً تنها توانمندی‌های ایران را تضعیف می‌کند و قادر به نابودی کامل آنها نخواهد بود.

آیا ترامپ به استفاده از بمب اتم فکر می‌کند؟

هم‌زمان با افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره حمله احتمالی آمریکا، تاکر کارلسون، مجری و مفسر سیاسی محافظه‌کار آمریکایی، ادعای جنجالی‌تری را مطرح کرده است. او در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس مدعی شده بود که دولت ترامپ ممکن است ظرف چند روز آینده به سمت استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران حرکت کند و کوه کلنگ هدف احتمالی چنین حمله‌ای باشد. کارلسون مدعی است بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، ترامپ را برای چنین اقدامی تحت فشار قرار داده و دلیل این موضوع نیز دشواری نفوذ بمب‌های متعارف به عمق کوه است. او حتی از احتمال تصمیم‌گیری ترامپ تا هفتم نوامبر سخن گفته است.

با این حال، ادعای کارلسون درباره بررسی گزینه هسته‌ای از سوی دولت آمریکا تاکنون با هیچ سند مستقل یا تأیید رسمی پشتیبانی نشده است. کاخ سفید نیز این ادعا را رد کرده و گفته است کارلسون اطلاعی از برنامه‌ریزی نظامی یا تصمیمات رئیس‌جمهور ندارد. مهم‌تر آنکه ترامپ در مصاحبه با نیوزمکس، در پاسخ به پرسشی درباره استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران گفته بود: «از سلاح هسته‌ای استفاده نمی‌کنم؛ نیازی به آن نداریم.»

کوه کلنگ؛ پناهگاه هسته‌ای در دل سنگ گرانیت

کوه کلنگ در نزدیکی تأسیسات هسته‌ای نطنز قرار دارد. ایران ساخت این مجموعه زیرزمینی را پس از آسیب دیدن کارگاه مونتاژ سانتریفیوژ نطنز در سال ۲۰۲۰ آغاز کرد. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد با گذشت زمان، شبکه تونل‌ها توسعه یافته، ورودی‌ها تقویت شده و زیرساخت‌های حفاظتی مجموعه گسترش پیدا کرده‌اند.

اهمیت این تأسیسات فقط به موقعیت جغرافیایی آن محدود نیست. کوه کلنگ در دل یک توده سنگی مستحکم ساخته شده و مسیرهای ورودی تونل‌ها نیز طراحی ساده و مستقیمی ندارند. تحلیل مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا (CSIS) نشان می‌دهد ورودی‌های تونل به شکل منحنی ساخته شده‌اند؛ طراحی‌ای که می‌تواند از انتقال مستقیم موج انفجار به بخش‌های داخلی جلوگیری کند.

عمق دقیق بخش‌های زیرزمینی مشخص نیست و برآوردهای منتشرشده درباره آن نیز قطعی نیستند. همین ناشناخته بودن ساختار داخلی، کار برنامه‌ریزی برای حمله را دشوار می‌کند. در واقع، آمریکا با هدفی روبه‌رو است که نه نقشه کامل آن در دسترس عموم است و نه می‌توان از میزان استحکام تمام بخش‌های آن اطمینان داشت.

واقعا یک ساعت برای حمله به کوه کلنگ کافی است؟

تجربه حمله آمریکا به تأسیسات فردو و نطنز در جنگ چهل روزه نشان داد که واشنگتن توان استفاده از بمب‌های سنگرشکن سنگین علیه مراکز هسته‌ای ایران را دارد. در عملیات چکش نیمه‌شب، بمب‌های نفوذگر GBU-۵۷ علیه فردو به کار گرفته شدند؛ تسلیحاتی که برای هدف قرار دادن تأسیسات مستحکم و زیرزمینی طراحی شده‌اند.

اما نمی‌توان نتیجه آن عملیات را به کوه کلنگ تعمیم داد. جنس سنگ، عمق تونل‌ها و ساختار ورودی‌ها در این مجموعه شرایط متفاوتی ایجاد می‌کند. حتی استفاده از سنگین‌ترین مهمات متعارف نیز تضمینی برای نابودی تمام بخش‌های زیرزمینی نیست.

گزارش اخیر مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی درباره کوه کلنگ، ترکیبی از حملات سنگرشکن، تخریب ورودی‌ها و هدف قرار دادن زیرساخت‌های پشتیبان را به‌عنوان گزینه‌های احتمالی مطرح می‌کند. این مؤسسه همچنین احتمال استفاده از بمب MOAB را بررسی کرده است؛ بمبی که اگرچه برای نفوذ عمیق در زمین طراحی نشده، موج انفجار بسیار قدرتمندی ایجاد می‌کند.

به این ترتیب، آمریکا حتی بدون نفوذ به تمام بخش‌های مجموعه می‌تواند دسترسی به آن را مختل کند و فعالیت‌های احتمالی‌اش را برای مدتی متوقف سازد. اما تخریب ورودی‌ها یا مسدود کردن تونل‌ها با نابودی تجهیزات و مواد احتمالی در اعماق کوه یکسان نیست. این همان تفاوتی است که در اظهارات ترامپ نادیده گرفته می‌شود.

تصاویر ماهواره‌ای؛ تأسیسات فعال یا انبار تجهیزات حساس؟

یکی از مهم‌ترین ابهام‌ها درباره کوه کلنگ، وضعیت فعلی فعالیت در آن است. مؤسسه ISIS در تازه‌ترین گزارش خود با بررسی تصاویر ماهواره‌ای هفتم اکتبر اعلام کرد ورودی‌های شرقی تونل‌ها همچنان با خاک مسدود هستند و مسیرهای دسترسی به ورودی‌های غربی نیز با خاکریز بسته شده‌اند.

به ارزیابی این مؤسسه، محدودیت دسترسی که حدود دو ماه ادامه داشته، نشان می‌دهد مجموعه در حال حاضر فعالیت عملیاتی ندارد و ساخت‌وساز عمده‌ای نیز در آن دنبال نمی‌شود. با این حال، گزارش احتمال می‌دهد تجهیزات ارزشمندی مانند سانتریفیوژها و قطعات آنها پس از جنگ قبلی به این محل منتقل شده باشند؛ موضوعی که پیش‌تر وال‌استریت ژورنال نیز با استناد به اطلاعات منتسب به دستگاه اطلاعاتی اسرائیل مطرح کرده بود.

مسئله‌ای که با بمباران کوه کلنگ حل نمی‌شود

نگرانی اصلی واشنگتن فقط یک مجموعه زیرزمینی نیست؛ سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد ایران نیز همچنان نامشخص است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیش از قطع دسترسی‌های نظارتی، ذخیره این مواد را حدود ۴۴۰.۹ کیلوگرم برآورد کرده بود. با این حال، پس از حملات نظامی، آژانس نتوانسته وضعیت و محل فعلی این ذخایر را به‌طور مستقل راستی‌آزمایی کند.

اما موضع تازه تهران درباره سرنوشت این ذخایر نشان می‌دهد یکی از مهم‌ترین گره‌های مذاکرات همچنان باز است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، دیروز در نشست خبری هفتگی، در پاسخ به پرسشی درباره احتمال انتقال اورانیوم غنی‌شده ایران به کشور ثالث، صریحاً گفت: «خیر، ما با این موضوع موافقت نخواهیم کرد.»

این موضع در شرایطی اعلام شد که موضوع انتقال ذخایر اورانیوم ایران به خارج از کشور، یکی از گزینه‌های مطرح‌شده برای رسیدن به توافق با واشنگتن بود. به گزارش رویترز، بقایی همچنین تأکید کرده است که مبنای مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشنگتن همچنان پیشنهاد هفت‌مرحله‌ای ایران است؛ پیشنهادی که بر اساس آن، ابتدا باید محاصره بنادر ایران پایان یابد، تنگه هرمز بازگشایی شود، محدودیت فروش نفت ایران برداشته و تحریم‌های جدید لغو شود. به گفته سخنگوی وزارت خارجه، بازگشت به مذاکرات هسته‌ای تنها پس از راستی‌آزمایی اجرای شروط ایران امکان‌پذیر خواهد بود.

به این ترتیب، تهران نه‌تنها انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده به کشور ثالث را نمی‌پذیرد، بلکه حاضر نیست پرونده هسته‌ای را جدا از سایر اختلافات و پیش از تحقق شروط خود به میز مذاکره بازگرداند. این موضع می‌تواند دستیابی به توافقی سریع را دشوارتر کند؛ به‌خصوص آنکه سرنوشت ذخایر ۶۰ درصدی، یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های واشنگتن است.

به این ترتیب، اختلاف تهران و واشنگتن فقط بر سر محل نگهداری اورانیوم یا میزان غنی‌سازی نیست؛ دو طرف حتی درباره ترتیب حل‌وفصل اختلافات نیز توافق ندارند. آمریکا خواهان تعیین تکلیف پرونده هسته‌ای است، در حالی که تهران پایان محاصره، رفع محدودیت‌های اقتصادی و اجرای شروط خود را مقدم بر بازگشت به مذاکرات هسته‌ای می‌داند. از سوی دیگر، حمله جدید می‌تواند پیامدهایی فراتر از خسارت نظامی داشته باشد. در شرایطی که دسترسی بازرسان به تأسیسات هسته‌ای محدود است، تخریب بیشتر مراکز زیرزمینی بدون تعیین تکلیف ذخایر مواد هسته‌ای ممکن است ابهام درباره برنامه ایران را افزایش دهد، نه اینکه آن را برطرف کند.

تهدیدی که می‌تواند به دور تازه جنگ منجر شود

تهدید ترامپ زمانی جدی‌تر به نظر می‌رسد که تحولات نظامی روزهای اخیر را نیز در نظر بگیریم. آسوشیتدپرس گزارش داد نیروهای آمریکایی دوشنبه حملات محدودی را علیه اهداف ایرانی در تنگه هرمز انجام داده‌اند. مقام آمریکایی این حملات را اقدامی دفاعی در واکنش به استفاده ایران از موشک‌های پدافندی علیه دارایی‌های آمریکا توصیف کرده است. هم‌زمان، گزارش‌هایی از انفجار در جزیره قشم منتشر شد.

این حملات هنوز به معنای آغاز یک عملیات گسترده علیه ایران نیست، اما نشان می‌دهد سطح تقابل نظامی همچنان بالاست. رویترز نیز از نگرانی کشورهای عربی منطقه درباره تبعات دور تازه جنگ و تلاش عربستان، ترکیه، پاکستان و قطر برای جلوگیری از بازگشت درگیری‌ها خبر داده است.

در چنین شرایطی، کوه کلنگ می‌تواند یکی از اهداف نخستین حمله احتمالی آمریکا باشد؛ به‌ویژه اگر واشنگتن بخواهد باقی‌مانده زیرساخت‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران را هدف قرار دهد. با این حال، حتی اگر آمریکا بتواند این مجموعه را از کار بیندازد، تضمینی برای نابودی کامل آن یا پایان دادن به ظرفیت هسته‌ای ایران وجود ندارد.

ترامپ شاید بتواند در یک ساعت فرمان حمله صادر کند و حتی عملیات هوایی را به پایان برساند؛ اما نابودی یک مجموعه زیرزمینی مستحکم و حل مسئله هسته‌ای ایران دو موضوع کاملاً متفاوت‌اند. خطر واقعی این است که حمله‌ای با هدف اعلام‌شده محدود کردن برنامه هسته‌ای، به دور تازه‌ای از درگیری منطقه‌ای منجر شود؛ جنگی که هزینه آن، برخلاف ادعای ساده‌انگارانه کاخ سفید، فقط متوجه یک تأسیسات در دل کوه نخواهد بود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین مطالب

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

نیازمندی‌ها

بازرگانی