سرباز جوان که در یک درگیری مرتکب قتل شده‌ بود بعد از اینکه رضایت اولیای‌ دم را با مبلغی هنگفت گرفت متوجه شد عملش دفاع مشروع محسوب می‌شود.

دریافت رضایت در پرونده قتلی که ممکن است عمدی نباشد

سرباز جوان که در یک درگیری مرتکب قتل شده‌ بود بعد از اینکه رضایت اولیای‌ دم را با مبلغی هنگفت گرفت متوجه شد عملش دفاع مشروع محسوب می‌شود.

به گزارش اعتمادآنلاین، یک سال پیش ماموران پلیس در پاکدشت در جریان درگیری میان چند جوان قرار گرفتند. آنها متوجه شدند دو نفر مجروح شده‌اند که از بین آنها یک نفر جانش را از دست داده است.

ماموران، ضارب را بازداشت کردند. این پسر جوان که بهرام نام دارد در تحقیقات گفت: من سرباز بودم و داشتم از پادگان می‌آمدم که چند نفر به سمتم حمله کردند. مقتول را که بعدها فهمیدم نامش احسان است اصلاً نمی‌شناختم. احسان با قمه چند ضربه به من زد و من برای اینکه جانم را نجات دهم یک ضربه به او زدم. اصلاً قصد کشتن نداشتم و حتی مقتول را نمی‌شناختم.

با توجه به اعترافات متهم، او بازداشت شد. قبل از اینکه پرونده به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شود، پدر بهرام موفق شد با پرداخت مبلغ  کلانی رضایت اولیای‌ دم را بگیرد و پرونده با صدور کیفرخواست قتل عمد با توجه به جنبه عمومی جرم به دادگاه ارسال شد.

قضات در شعبه 6 دادگاه کیفری استان تهران متهم را محاکمه و به هشت سال حبس محکوم کردند. متهم و وکیل‌مدافعش به رأی صادره اعتراض کردند و دیوان عالی کشور آن را تحت بررسی قرار داد. قضات دیوان با نقض رأی دادگاه اعلام کردند از نظر آنها بهرام مرتکب دفاع مشروع شده و در آن لحظه چاره‌ای جز این کار نداشته است. به‌این‌ترتیب رأی صادره را نقض کردند و پرونده را برای بررسی دفاع مشروع به شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران به‌عنوان شعبه هم‌عرض بازگرداندند. به این ترتیب متهم یک بار دیگر پای میز محاکمه رفت. او گفت: من داشتم از محل خدمتم به خانه برمی‌گشتم که احسان و دوستانش در حالی که سوار موتور بودند به سمت من آمدند. آنها گفتند چرا ما را نگاه می‌کنی! من شوکه شدم. گفتم چه می‌گویید! بعد به من حمله کردند. احسان قمه داشت و با قمه به من ضربه می‌زد. دستم را به حالت دفاع بالا آورده بودم اما اصلاً نمی‌توانستم جلوی آنها را بگیرم.

متهم ادامه داد: برای اینکه جان خودم را نجات بدهم یک ضربه به او زدم. البته بعدها فهمیدم او مشروب هم خورده بود.

سپس یکی از شاهدان در جایگاه حاضر شد. او گفت: من دیدم که بهرام از خودش دفاع می‌کند. دستش را بالا آورده و سرش را پشت بدنش قایم می‌کرد اما زورش نمی‌رسید. او حمله نکرد. من این را دیدم.

بعد از پایان جلسه دادگاه قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین مطالب

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

نیازمندی‌ها