روزنامه خراسان در نقد اظهارات حسرت‌آمیز عادل فردوسی‌پور نسبت به شرایط زندگی مردم نروژ، مطلبی به قلم مصطفی صابری منتشر کرده که از هر جهت عجیب است، نه این که هوادار اظهارات عادل باشیم، اما انصافا نظام استدلالی موجود در متن خراسان حیرت‌آور است!

انتقادات مضحک روزنامه‌ اصولگرا از حسرت عادل برای زندگی مردم نروژ!

به گزارش برترین‌ها، روزنامه خراسان نوشت: صعود تیم ملی فوتبال نروژ به مرحله بعدی جام جهانی۲۰۲۶ در تقابل با برزیل، فراترازیک شگفتی ورزشی، بهانه‌ای شد برای سرریزشدن یک حسرت در بستر رسانه توسط عادل فردوسی‌پور، گزارشگر باسابقه ومحبوب فوتبال کشورمان. عادل درباره شادی تماشاگران نروژی گفت:«من لجم می‌گیره و حسودیم می‌شه به این نروژی‌ها.خیلی شادن،خیلی بی‌مشکل هستن،خیلی کیف می‌کنن.»این نخستین بار نبود که گزارش فردوسی‌پور به حسرت آمیخته می‌شد؛ حدود یک سال پیش هم در جریان سوپرجام اسپانیا در ریاض،او با لحنی مشابه به حال تماشاگران عربستانی غبطه خورده بود که درچند قدمی ستارگان جهان، بازی را تماشا می‌کنند. این مواجهه‌ها را نباید صرفاً یک ابرازاحساسات آنی دانست. کلام فردوسی‌پور در اینجا نقش بستر برای بروز گزاره ای از ناخودآگاه جمعی را بازی می‌کند؛ صدایی که پنجره‌ای به روی مقایسه توام با حسرت میان زیست‌جهان پر از آشوب، چالش اقتصادی ونوسان و ناامنی در خاورمیانه با زیستی پیش‌بینی‌پذیر و مرفه کشورهای اسکاندیناوی یا قطب‌های جدید ثروت در حاشیه خلیج فارس می‌گشاید. 

خراسان می‌گوید این حسرت‌ها عمق ندارد، عجب!

اینجای یادداشت این روزنامه را دقت کنید: تحلیل دقیق موضوع نشان می‌دهد که این حسرت‌ها که قطعاً آن‌قدر فراگیر هستند که حتی توسط آدمی با سواد و باهوش مثل عادل هم بیان می‌شوند اما فاقد عمق لازم هستند؛ چراکه امثال فردوسی‌پور در نوعی تله‌ تقلیل‌گرایی  گرفتار شده‌اند و برای همین روبنای شیک و پایدار چنین جوامعی را با مفهوم پیچیده و چندلایه «خوشبختی» یکی می‌دانند در حالی‌که رفاه، خوشبختی و زندگی معنادار مفاهیم متمایزی هستند که در ادامه به‌ آن می‌پردازیم.

 پاسخ؛ "روبنای شیک" چنین جوامعی مگر خود خوشبختی نیست؟ دوست عزیز چرا همه چیز را پیچیده می‌کنید؟ یک بار برای همیشه پیشرفت عربستان را بپذیرید، درد ندارد!

چون عربستان اوت شد، پس اَخ و بد است!

دلایل نویسنده عزیز هر لحظه عجیب‌تر هم می‌شود:  عربستان به دنبال خرید «توسعه فست‌فودی» و وارداتی است. دعوت از بزرگ‌ترین فیلم‌سازان، آهنگ‌سازان و فوتبالیست‌های معروف جهان به عربستان، با پرداخت دلارهای نفتی، اتمسفری از شکوه کاذب خلق می‌کند؛ اما آیا این نمایش‌ها به توسعه منجرمی‌شود؟ پاسخ را باید درزمین چمن، پرده سینما و سالن تئاتر جست‌وجو کرد. در همین جام جهانی، عملکرد ضعیف تیم ملی عربستان نشان داد که تزریق پول و واردات ستاره‌ها، بدون تکیه بر استعدادهای بومی و زیرساخت‌های نهادینه‌شده، به درختی بی‌ریشه می‌ماندکه با اولین توفان فرو می‌ریزد. البته بیان تمام این‌ها به معنای نادیده گرفتن شرایط بدزیرساخت‌های ورزشی به‌خصوص فوتبال ما نیست؛ اما اصل حرف این است که نسخه مشکلات هنر و ورزش ما توسعه نمایشی کشوری مثل عربستان نیست.   

پاسخ؛ ایران هم بزرگان هنر را دعوت کند، به کنسرت معین هم راضی نیستند! سال‌هاست در حسرت یک ورزشگاه استاندارد هستیم، ورزشگاه و کنسرت توسعه نیست؟ هست. تاثیرش به مرور خواهد بود. حتی همین حالا هم استقلال و پرسپولیس برای عربستانی‌ها تبدیل به کیسه بوکس شده‌اند.

عزیزم، تو حتی نروژ را هم قبول نداری!

در ادامه نویسنده متن توسعه نروژ را هم با لفاظی‌های پیچیده زیر سوال برده: شهروند نروژی نگران درمان، مسکن، بیمه، بازنشستگی، پیری و بیکاری و... نیست. اما درست در همین نقطه، بحران بزرگی به نام«ملال رفاه» متولد می‌شود. وقتی تمام مسیرهای زندگی پیش‌بینی‌پذیر، هموار و بدون چالش باشند، انسان با خلاء بزرگ معنا مواجه می‌شود. چرا برخی جوانان در همین کشورهای مرفه، رفاه کامل را رها کرده و به گروه‌های افراطی نظیر داعش می‌پیوندند؟ یا چرا پدیده کارتن‌خوابی ارادی در این کشورها وجود دارد؛ جایی که شهرداری و سازمان‌های حمایتی آماده ارائه مسکن رایگان هستند، اما فرد ترجیح می‌دهد در خیابان بخوابد؟ شاید این پدیده‌ها را بتوان عصیانی علیه قفس آهنینی که عقلانیت ابزاری ودولت رفاه درچنین جوامعی ایجاد کرده دانست. 

پاسخ؛ پس با این حساب رفاه باعث می‌شود کارتن‌خواب و داعشی شوید؟ یعنی اگر رفاه نباشد، از کارتن‌خواب شدن و داعشی شدن محافظت می‌شویم؟ عجب!

پایان‌بندی این مطلب: خوشبختی نه در «ثبات سرد ورفاه وایکینگی» است که در آن گاهی معنا فدای رفاه می‌شود و نه در نمایش توسعه به سبک عربستان، نه در تلاطم دایم وفرسایشی بیشتر جوامع خاورمیانه‌ که در آن بقای اولیه، مجالی برای خودشکوفایی باقی نمی‌گذارد. حسرت عادل فردوسی‌پور، اگرچه از نظرعاطفی برای مخاطب خسته از مشکلات اقتصادی ایران ملموس وحتی جذاب است، اما از نظر تحلیلی دچار لغزش است؛ چرا که او روبنای شادمانه‌ وایکینگ‌ها را بدون دیدن دردسرهای ملال مدرن آن‌ها ستایش می‌کند. خوشبختی واقعی در نسبت پویایی میان ارضای نیازهای مادی(جسم) و جریان داشتن تمنا، رویا، پیوندهای عاطفی گرم و معنای زیستن تعریف می‌شود؛ تعادلی که در آن اقتصاد زیر پای انسان را سفت می‌کند، اما هم‌زمان، رویاپردازی و میل به رشد و حرکت را از او دریغ نمی‌سازد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین مطالب

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

نیازمندی‌ها