شوهرم حتی به بهانه خروپف کردن هم مرا می‌زند!

به خاطر لجبازی کردن با پدر و مادرم و جوانی که دوستش داشتم به اولین خواستگارم جواب مثبت دادم.

به گزارش تازه‌نیوز، فقط به دلیل لجبازی با پدر ومادرم و جوانی که بازیچه تلفنی او بودم با اولین خواستگاری ازدواج کردم که زنگ خانه ما را به صدا درآورد اما او به حدی کتکم زد که فرزندم با تاخیر تکاملی به دنیا آمد و اکنون نیز به دلیل خروپف های شبانه مرا به باد کتک می گیرد چرا که … به گزارش خراسان زن ۳۲ ساله در حالی که پسر خردسالی را در آغوش داشت و مدعی بود همسرش او را از خانه بیرون کرده است، درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری طبرسی شمالی گفت: ۲۲ ساله بودم که به صورت تلفنی با جوانی اهل ایلام آشنا شدم . او به من قول ازدواج داده بود و من هم منتظر بودم تا روزی به خواستگاری ام بیاید . این ارتباط پنج سال طول کشید و من به همه خواستگارانم جواب رد دادم ولی او هیچ گاه به سراغم نیامد و این در حالی بود که مدام مورد سرزنش خانواده ام قرار داشتم ولی کاری از دستم برنمی آمد. در همین زمان پدر و مادرم اصرار داشتند که سن ازدواجم گذشته است و من باید ازدواج کنم. از سوی دیگر وقتی دیدم پنج سال از جوانی ام را به پای پسری ریخته ام که فقط بازیچه تفریحات تلفنی او بوده ام با خودم تصمیم گرفتم فقط به دلیل لجبازی با آن جوان و همچنین پدر و مادرم، به اولین خواستگارم پاسخ مثبت بدهم.

به نقل از خراسان، خلاصه ۲۸ ساله بودم که «جلیل» به خواستگاری ام آمد. با آن که خانواده ام مخالف ازدواج با او بودند اما من تصمیم خودم را گرفته بودم به همین دلیل با تهدید به خودکشی پای سفره عقد نشستم . نامزدم جوشکار ساختمانی بود و مانند من تحصیلات ابتدایی داشت. مراسم عقدکنان بسیار ساده و با حضور نزدیکان دو خانواده برگزار شد اما شش ماه بعد از آغاز دوران نامزدی تازه فهمیدم که جلیل قبلا ازدواج کرده و دختر ۶ ساله ای دارد که نزد مادرش زندگی می کند با این حال نمی توانستم هیچ اعتراضی بکنم چرا که جلیل انتخاب خودم بود. دو سال بعد در حالی که زندگی مشترک مان آغاز شده و من باردار بودم بهانه گیری های همسرم شروع شد . او به بهانه این که خانه کثیف است یا بلند حرف زده ام مرا به باد کتک می گرفت . هربار که به دلیل بدرفتاری های همسرم قهر می کردم و به منزل پدرم می رفتم، خانواده ام با چند تا نصیحت دوباره مرا به خانه ام باز می گرداندند. با این حال بهانه جویی های جلیل پایانی نداشت. او که دچار وسواس شده بود مرا وادار می کرد چندین بار لباس ها را با دست بشویم تا به کرونا مبتلا نشود و خانه ۵۰ متری را روزی چند بار گردگیری کنم، حتی مدعی بود که باید کلید و پریزهای برق را با مایع ظرف شویی تمیز کنم تا دست کسی آلوده نشود.

در این میان بر اثر کتک کاری های او فرزندم با تاخیر تکاملی به دنیا آمد ولی همسرم دست از رفتارهای ناشایست خودش برنداشت تا جایی که اکنون مرا به دلیل خروپف کردن در خواب کتک می زند. او اعتقاد دارد چون روزی چند بار دست و صورتم را با آب و صابون شست و شو نمی دهم در خواب خروپف می کنم به همین دلیل آن قدر مرا با مشت و لگد زد که همسایگان با تلاش زیاد پیکرم را از زیر دست و پایش بیرون کشیدند ولی او مرا شبانه از خانه بیرون انداخت و من ساعت ها با پسر کوچکم بیرون از خانه بودم که صاحبخانه ام از راه رسید و همسرم را نصیحت کرد که مرا به خانه بازگرداند ولی هنوز صاحبخانه به منزل خودش نرفته بود که دوباره جلیل با این بهانه که لیوان را در مسیر عبورش قرار داده ام شروع به کتک کاری کرد . من هم به ناچار پسرم را در آغوش گرفتم و به کلانتری آمدم تا …
بررسی های کارشناسی و روان شناختی مشاوران دایره مددکاری اجتماعی با صدور دستوری از سوی سرگرد جواد یعقوبی (رئیس کلانتری طبرسی شمالی) با دعوت از همسر این زن جوان آغاز شد.

بیشتر بخوانید:

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.